گابریلا، همسرِ روبرتو، به دفترِ رناتو، وکیلی ثروتمند که با جوکوندا ازدواج کرده است، برای کار فراخوانده میشود. پس از آن، این چهار نفر در تار و پودِ دروغ، روابطِ فرساینده و تراژدی گرفتار میشوند.
دیوگو، مردی متأهل، قصد دارد در بیستمین سالگرد دیدار همکلاسیهای دبیرستانش، با عشق قدیمیاش ملاقات کند. او برنامهریزی کرده که بدون اطلاع همسرش به این دیدار برود و پس از ملاقات، به خانه بازگردد. اما برنامهاش با ورود ناگهانی مادر همسرش به هم میریزد.
جک، آشپزی که برای یافتن مواد اولیهی خاص به سراسر دنیا سفر میکند، باید یاد بگیرد تا به صورت گروهی کار کند تا بتواند در یک مسابقهی آشپزی پیروز شود. این مسابقه میتواند به او کمک کند تا آبروی از دست رفتهاش را پس از یک اشتباه در دستور پخت، بازیابی کند.