یک بازرس پلیس جوان به زوریخ فرستاده می شود تا یک مرد مهم را زیر نظر داشته باشد. با این حال، زمانی که به نظر می رسد بازرس جوان چیزها و افراد را با هم گره می زند ، اوضاع پیچیده می شود...
دیوید، یک معلم موسیقی جوان، با جولیا، مادر شاگردش، رابطه نامشروع دارد. یک شب، او مورد حمله وحشیانه یک غریبه قرار میگیرد و توسط دنیل، آدمکشی که برای کشتن شوهر جولیا و دزدیدن چند میکروفیلم استخدام شده، نجات مییابد.