خلبان جنگنده تاپ گان رسوایی، بوچ مسترز، یک تیم سرکش را برای بازیابی یک سلاح کشتار جمعی هدایت می کند. استادان باید در یک دوستی شکسته، مثلث عشقی حرکت کنند و باید برای بازپس گیری افتخار نظامی و شخصی خود به آسمان بروند...
رئیس یک گروه بزرگ گانگستری (آیس تی) تصمیم می گیرد برای کمی تفریح صد نفر از افرادی که در کارشان خراب کاری کرده اند را در یک زندان فوق امنیتی قرار دهد, بدون زندان بان, پر از اسلحه و جایزه ای 10 ملیون دلاری برای سه نفری که بتوانند جزو آخرین افراد زنده در آنجا باشند که…
الکسیس در هنگام قتل بی رحمانه خانواده اش وقتی ده ساله بود ، شنواییش بر میگردد. این تجربه احشایی توانایی های سینتسیک را در او بیدار کرده و او را در مسیر یتیم شدن می برد...
دختر جوونی به اسم جسی هست که بعد از اینکه توسط دوست پسرش بهش خیانت میشه میره تو اینترنت می گرده و می خواد به خونه پیدا کنه و اول خیال می کنه قراره با سه تا دختر زندگی کنه اما می بینه که سه نفر پسرن …
سریال در مورد یه دکتر یا پزشک خانواده که دفتر کارش توی یه محله پایین و فقیر هست. این دکتر که اسمش “بکر” هست، آدم بد اخلاق و بدعنق و بدقلق و کم صبریه و دائم به همه چی ایراد میگیره و غر میزنه. کلا هم ۲ تا دوست داره یکیشون که یه دختره که یه کافه قدیمی رو اداره میکنه و بکر صبحانه و ناهارش رو اونجا میخوره دوست دیگرش هم یه مرد نابینا هست که بغل همون کافه، دکه روزنامه فروشی داره هرروز صبح بکر به این کافه میره، قهوه میخوره و سیگارش رو میکشه بعد میره سرکار. سریال حوادث اطراف این فرد رو نشون میده و نظریات “بکر” و غر زدنهاش و برخوردش با موضوعات مختلف رو بیان میکنه ...