روبن یک کارشناس آنالیز ریسک در یک شرکت بیمه است که پس از ازدواج با همسرش لیزا به ماه عسل می روند اما در اولین روز ماه عسل همسرش به او خیانت کرده و با یک مربی غواصی به اسم کلود رابطه برقرار می کند . روبن همسرش را رها کرده و به خانه بر می گردد. دوستان و همکارانش که از این موضوع مطلع شده اند تلاش می کنند تا او را از ناراحتی خارج کنند و تلاش کنند تا او با فرد دیگری آشنا شود. روبن یکروز بر حسب تصادف یکی از همکلاسی های مدرسه اش به اسم پلی پرینس را ملاقات می کند و آنها پس از چندین ملاقات دلباخته هم می شوند. از سوی دیگر لیزا نیز بسراغ او می آید و از او درخواست بخشش می کند...
کلارا خود را در دنیایی جادویی می یابد که در آن اسباب بازی هایش زنده شده اند اما باید قبل از بازگشت به خانه با موش های شیطانی که پادشاهی را تهدید می کنند مبارزه کند...
فینچ که کارش تمیز کردن پنجره است کتابی تهیه میکند با عنوان "چگونه بدون هیچ زحمتی به موفقیت برسم". با کمک گرفتن از راهنمایی های این کتاب، فینچ برای تمیز کردن پنجره های یک شرکت چند ملیتی بزرگ مشغول بکار میشود و با استفاده از روش های زیرکانه به اتاق ایمیل دسترسی پیدا میکند و خود را به مقام های اداری مختلف آنجا منصوب می کند...
داستان سریال درباره رابطه دو نفر به نامهای ویلیام ترومن و گریس آدلر است در در آپارتمانی در نیویورک سیتی زندگی می کنند. ویل وکیل است و گریس طراح داخلی...