کن کودکی است که با خانوادهاش در ساختمانهای داخل پارک حفاظت از حیوانات زندگی میکند. تمام خانوادهاش نیز در آنجا کار میکنند. کن عاشق حیوانات است و یک کودک متفاوت و خاص است، زیرا صدای حیوانات را میشنود و با آنها صحبت میکند. یک روز، صاحب پارک تصمیم میگیرد زمینهای پارک را بفروشد. کن هیچ قصدی برای ترک پارکی که در آن متولد شده و بزرگ شده است، ندارد.
این فیلم، روایتگر داستان عشقی آتشین و آنی است که بین یک راننده تاکسی جذاب و زنی که مشتاق تشکیل زندگی مشترک است، شکل میگیرد. این داستان عاشقانه، با تمام هیجان و پیچیدگیهایش، بر پرده بزرگ سینما به تصویر کشیده میشود.
کماندوی موفق SAT علی که پس از تحقیقات به طور موقت تعلیق شده بود، با خبر بیماری ناگوار و کشنده همسرش آیدا، فرزندان و همسرش را با خود برد. او با پدرزنش صالح که یک هتل بوتیک در چاملیکی دارد، نقل مکان می کند. با مرگ آیدا مدت کوتاهی پس از نقل مکان، تمام خانواده به شدت در سوگ هستند. دفنه که به طور غیرمنتظره ای با اوزان روبرو می شود که فکر می کند او را در گذشته پشت سر گذاشته است، چاره ای ندارد جز اینکه به دنبال راهی برای خود باشد. در چاملیکی، جایی که زمانی فقط صدای برخورد امواج به ساحل شنیده شد. در مثلث علی، دفنه و اوزان؛ اکنون اجتناب ناپذیر است که روزهای فعال و غیرقابل برگشت و عشق های پرشور را تجربه کنید و رازها و روابط خانوادگی را که همه را به اطراف می کشاند، بریزید.