تاجر ثروتمند، کریشنا، پسر سرکش خود، کومار، را برای اصلاح به کرالا میفرستد. در آنجا، کومار عاشق مرسی، دختری با اختلال استرس پس از سانحه و تمایل به خودکشی میشود. داستان عاشقانه آنها زمانی که کومار تصمیم به پایان دادن به همه چیز میگیرد، با چالشهایی روبرو میشود.
داستان در روستایی رخ میدهد که به خاطر موقعیت جغرافیایی، تاریکی زودتر از حد معمول فرا میرسد و این تاریکی، اتفاقات ترسناک و غیرقابل توضیحی را به همراه دارد.
آرجون کالیان با اکراه به یک افسر پلیس تبدیل می شود تا رویای پدرش را برآورده کند، بعدها یک چرخش غیرمنتظره او را مجبور می کند تا با وزیر کشور ایالت رو در رو شود...