یک تاجر سرسخت، آقای سود، مجبور میشود در یک شب کریسمس سرنوشتساز - با هدایت سه روح فراموشنشدنی - در سفری به سوی شفقت و رستگاری، با گذشته، حال و آینده خود روبرو شود.
داستان درباره یک مزدور است که برای پیدا کردن و تعقیب فردی خاص به یک هواپیما میرود. اما شرایط به گونهای پیش میرود که او باید از همان فردی که قرار بود او را پیدا کند، در برابر گروهی که قصد کشتن هر دوی آنها را دارند، محافظت کند.
داستان دو دوست دوران کودکی، آملیا و آرچی را دنبال میکند. آرچی همیشه عشق خود را به آملیا پنهان کرده است، اما درست زمانی که شجاعت ابراز احساسات خود را پیدا میکند، آملیا عاشق بیلی والش، دانشآموز جدید انتقالی میشود.