مونسه، زنی مطلقه، برای آخرین بار تصمیم میگیرد تا با خانوادهاش که مدتی است او را نادیده گرفتهاند، دور هم جمع شود و از این فرصت نهایت استفاده را ببرد.
5 سال پس از قتل دختر 6 ساله یک مادر، او تماس تلفنی از کسی دریافت میکند که ادعا میکند دخترش است. یک پلیس بازنشسته و یک خبرنگار به او کمک میکنند. ممکن است یک گروه مخفی به نام بینام در پس تمام این ماجرا باشد.
رائول - که اخیراً به سرطان مبتلا شده است - و مارتا - که تازه فهمید باردار است- را دنبال می کند که در مراسم تشییع جنازه یکی از همکلاسی های دبیرستانی یکدیگر را ملاقات می کنند و دوستی خود را از سر می گیرند و باورهای خود را آزمایش می کنند.