یک سنت کهن و بتپرستانه از قلب پرتغال، زخمهای عمیقی بر روان گروهی از نوجوانان میگذارد. پس از بیست و پنج سال، با بازگشت این جمع به کنار هم، خاطرات گذشته دوباره زنده شده و این بار به یک تراژدی ختم میشود.
پدرو، ماریا و پائولو سه نوجوانی هستند که با مشکلات دوران بلوغ دست و پنجه نرم می کنند. آنها در خانه با مشکلات خانوادگی مواجه هستند، اما وقتی پدربزرگ پدرو به خانه آنها می آید، زندگی آنها تغییر می کند. پدربزرگ مردی مهربان و دلسوز است و به آنها کمک می کند تا مشکلات خود را حل کنند...
پائولو به عنوان نگهبان شب در یک ساختمان کار می کند. او دخترش را در شرایطی دراماتیک از دست داد. او اغلب در خانه معشوقش می خوابد، جایی که شاهد تخلفات مکرر یک همسایه بی ثبات است...
در سپتامبر سال 1810 ، سربازان فرانسوی به رهبری "مارشال ماسنا" ، به نیروهای پرتغالی تحت فرماندهی "ژنرال ولینگتون" شکست می خورند . اما با وجود برتری نیروهای بریتانیا و پرتغال مجبور به عقب نشینی می شوند ...