داستان دربارهٔ توطئهٔ مافیای مواد مخدر است که چندیگر را مرکز خود قرار داده و برای تسلط بر منطقه، قصد دارد از پسر یوگراج سینگ، رهبر مبارزه با مواد مخدر، سوءاستفاده کند.
این داستان درباره جیتا و نصیبن است که در کودکی از هم جدا شدند و حالا در هند و پاکستان به دنبال یکدیگر میگردند تا ببینند آیا سرنوشت آنها را به هم میرساند یا خیر.