در 13 ژانویه 2012، بزرگترین غرق شدن کشتی مسافربری در تاریخ زمانی رخ داد که کوستا کونکوردیا با صخره ای غوطه ور در سواحل توسکانی ایتالیا برخورد کرد. این کشتی نیمه غرق شده که زمانی یک قصر تفریحی شناور برای بیش از 4200 مسافر و خدمه بود، دو سال آینده را به عنوان یک جاذبه توریستی وحشتناک و یک بمب ساعتی زیست محیطی سپری کرد...
مجسمههای قلاببافی، یه تفنگی که توی یه قوری جاسازی شده، یه کلبهی شاتگانی ۳۱۷ کیلویی و کارهای جذاب دیگهای، نشوندهندهی آیندهی صنایع دستی آمریکایی هستن.
"دونالد مک کالین" یکی از بزرگترین عکاسان تاریخ در این مستند برای اولین بار و در حالی که دوست قابل اعتمادش پشت دوربین قرار دارد، درباره تجربیاتاش صحبت میکند، "تامسون رویترز" دربارهی او می گوید: او قابل توجه است. او از کسانی است که به ندرت روح انسانی به چنین درجهای از گستردگی میرسد. نشریه «ایندیپندنت» درباره این مستند نود دقیقهای نوشته: این مستند جستوجوگر چهرهی عکاسی به نام مک کالین است که این جستوجو لزوما به معنی بررسی دلخراشترین جنایتها پس از جنگ جهانی دوم است که او شاهد آنها بوده… و در این کار، جکی ودیوید موریس، کارگردانهای این مستند موفق شدهاند این چهره را به خوبی تصویر کنند.
گزارشگری که تبهکاران را تعقیب می کند و کارآگاهی که آنها را دستگیر می کند، به تحقیق درباره قتل های زنجیره ای می پردازند که آنها را به یک توطئه بسیار بزرگتر سوق می دهد.
یک محافظ سابق توسط شکست های گذشته اش تسخیر شده است. پس از غواصی در یک سوراخ خرگوش از سرنخ های درهم، او خود را برای محافظت از مدیر عامل یک شرکت جنجالی گوشت تولید شده در آزمایشگاه که همچنین یکی از بازماندگان حمله سرنوشت سازی است که زندگی او را تغییر داد، استخدام می کند.
ستاره جدیدی به نام «پینو» به نام «آقا. گربه (شاهزاده گربه)» با تصویری سرد و هوشیار در «مهد کودک سگ» به عنوان کارگردان کاریزماتیک کار می کند. در کنار «دبیول»، «کی مین» و مدیر بیمارستان دامپزشکی «جون هیوک». آنها درگیری را تجربه می کنند و از طریق درگیری دوستی ایجاد می کنند ...
“ساخت مافیا” یک مستند هشت قسمتی است که در سال 1905 شروع شده و بیش از 50 سال را پوشش می دهد، ردپای پنج خانواده اصلی را که منجر به مافیای مدرن آمریکا شد دنبال میکند.
نینجای سابق جو هیگان پس از فرار از قبیله خود و فرار به مناطق روستایی آمریکا در کمین قاتلانی قرار می گیرد که به دنبال انتقام خونین از او و خانواده اش به خاطر خیانتشان هستند.
وقتی آبروی خانواده اش خدشه دار می شود، گو گان با یک تصمیم سخت مواجه می شود. پسر یک بازیکن حرفه ای پوکر، گان می داند که چقدر این حرفه می تواند آسیب زا باشد، اما پیوستن به لیگ پوکر کره ممکن است تنها راه نجات خانواده اش باشد. گان با تشویق دانشجوی انتقالی چا سه یانگ، این قدرت را پیدا میکند که ترسهایش را کنار بگذارد و با مشکلاتش رودررو مقابله کند. با سه یانگ در کنارش، آیا مهارت و اراده او در نهایت برای او پیروزی به ارمغان می آورد؟
چا سو هیوک بدون هیچ هدف یا انگیزه ای صرفاً وقف بقا در زندگی خود است، تا اینکه یک روز با لی یون دایی، دوست دوران دبیرستان خود دوباره متحد می شود و در نهایت به دلیل یک شرایط غیرمنتظره با هم زندگی می کنند.
لی دونگ شیک (Shin Ha-Kyun) که قبلا یک کاراگاه توانا و ماهر بود طی اتفاقی از زندگی پرهیجانش فاصله گرفته و در پست پلیس در یک شهر کوچک مشغول و تمام کارهای خسته کننده ایستگاه را انجام میدهد ، اما یک روز هان جو وون (Yeo Jin-Goo) که یک کارگاه نخبه است و پدرش مسیر کوتاهی برای رسیدن به سمت رییس پلیس ملی شدن دارد به همان ایستگاه منتقل شده و ریاست آنجا را به عهده میگیرد. آنها با یک قتل که مربوط به پرونده قتل های سریالی 20 سال پیش است و زندگی لی دونگ شیک را تغییر داده ، مواجه میشوند و آرامش آن شهر از بین میرود ، بنابراین تلاش میکنند تا با کمک هم این پرونده را حل کنند …
پرنسس ناک-رانگ، دختر پادشاه نانگنانگوک، عاشق هودونگ، جاسوس گوگوریو شد. او برای کمک به هودونگ در حمله به نانگنانگوک، طبلهای کشورش (طبل آسمانی به نام جا میونگ (جا میونگ گو) که هنگام حمله دشمنان به صدا در می آمد) را پاره کرد. اما داستان عاشقانهی آنها به دلیل علاقهی خواهر بزرگتر ناک-رانگ، جا میونگ، به هودونگ، پیچیدهتر شد.
کیم مو یونگ (Choi Jin-Hyuk) زامبی که 2 سال است از خواب برخواسته و در روستایی در کنار مردم عادی توانسته است زندگی کند و مکالمه و گفتار خود را برگرداند ، بالاخره بعد از 2 سال به شهر برمیگردد و به کاراگاهی تبدیل میشود که سعی دارد حافظه از دست داده خود را پس از تبدیل شدن به زامبی برگرداند و …