چه چیزی کارآگاهان آماتور را که در صحنه های جنایت ظاهر می شوند، رفتارهای ضد اجتماعی در مدارس بریتانیا و شورش ها در فرانسه را به هم مرتبط می کند؟ پاسخ، طبق تحقیقات بیبیسی، این است که همه آنها نمونههایی از «دیوانگی» TikTok هستند.
یک فیلمبردار به نام ویانِت دنگوِت در کنگو مشغول فیلمبرداری از گوریلهای کوهی است. در طول این ماموریت، او با بزرگترین گوریل نقرهپشت منطقه روبهرو میشود.
هجدهمین دور از مسابقات قهرمانی جهان فرمول یک در سال ۲۰۲۴، گرند پری سنگاپور بود که در تاریخ ۲۲ سپتامبر در پیست خیابانی مارینا بی سنگاپور برگزار شد. این مسابقه که به طور رسمی به عنوان گرند پری سنگاپور ایرلاینز شناخته میشود، با اتفاقات جالب توجهی همراه بود. لاندو نوریس از تیم مکلارن با کسب بهترین زمان در تمرینات تعیین خط، جایگاه نخست را به دست آورد. او سپس با عملکردی درخشان، تمام دورهای مسابقه را پیشتاز بود و در نهایت با اختلاف قابل توجهی نسبت به مکس ورشتاپن از تیم ردبول و همتیمی خود، اسکار پیاستری، به پیروزی رسید. این پیروزی، دومین پیروزی مکلارن در پیست مارینا بی بود. نکته جالب توجه این بود که در طول این مسابقه، حتی یک بار هم خودرو ایمنی وارد پیست نشد.
سه فیلم کوتاه که به جنبههای ترسناک و زشت طبیعت انسان میپردازند. پایان این فیلمها غیرقابل پیشبینی است و در آن زندگی و مرگ بسیار نزدیک به هم هستند...
فیلمی در ژانر بلوغ، روایتگر سفری به نپال برای یافتن ردپای دو دوست صمیمی که در غاری گرفتار شده بودند. یی-شان، کارگردان فیلم، در پی کشف سرنوشت دوستانش در غار است.
در این مستند، سه دختر نوجوان برای ساختن تاریخ المپیک تلاش میکنند و در این راه، آرزوهای بزرگشان با واقعیتهای تلخ درگیر میشوند. این فیلم که داستان بلوغ آنها را در طول هفت سال روایت میکند، سفرشان از کودکی تا بزرگسالی و لحظات سرنوشتساز زندگیشان را ثبت کرده است.
این [اثر] به کاوش در تأثیر و نفوذ کمتر دیده شدهی گروه سیمارونز، نخستین گروه موسیقی رگی بریتانیا، میپردازد. اعضای این گروه با وجود تمام موانع و دشواریها، بر آرزوی خود برای اجرای زنده موسیقی برای مخاطبان، برای آخرین بار، پافشاری میکنند و آن را دنبال مینمایند.
1. زندگی لین ژی شیائو، دانشجوی سال آخر، درست قبل از فارغ التحصیلی به بن بست می رسد. پدرش به دلیل سرطان بستری می شود و او چاره ای جز فرصت کار در یک شرکت معتبر ندارد...
ریکی هاتون، بوکسور سابق بریتانیایی، قهرمانی محبوب از طبقه کارگر بود که با روحیه جنگنده و عشق خود به مردم، توانست قلب میلیونها نفر را در سراسر جهان به دست آورد...
هامادا مکی یک فیلمنامه نویس مشتاق است و این منطقی است زیرا او با پدربزرگش، شویچی، که یک مینی تئاتر را در توکیو اداره می کند، زندگی می کند. ماکی با آرای کونیهید، کارمند یک شرکت پخش فیلم آشنا می شود و عاشق او می شود. ارتباط آنها با درخواست کونیهید از شویچی برای نمایش یک فیلم، یک فیلم مستند درباره کرهایهای ساکن ژاپن، بیشتر میشود. با نزدیک شدن به رویداد، مکی متوجه می شود که کونیهید در واقع یک کره ای نسل سوم زینیچی است و رابطه آنها به تدریج تغییر می کند.
سفری در موزیک ویدیوها و فیلمهای کوتاه جیمی کاوتی و بیل دراموند در قالب گروههای موسیقی "The JAMs" ,"The KLF" و "The Timelords"، یکی از موفقترین و خلاقترین گروههای موسیقی الکترونیک در اوایل دهه ۹۰ میلادی...
الگرافی طبق یک قرار خانوادگی با نایا ازدواج میکند. الگرافی و نایا از دوران کودکی رابطهای پر از عشق و نفرت داشتهاند. هر کدام برای جلوگیری از این ازدواج، روشهای خاص خود را به کار میگیرند. سرانجام، آنها درک میکنند که باید با هم متحد شوند.
خانواده لی یونگ جون صاحب یه شرکت بزرگی هستن و لی یونگ به عنوان معاون رئیس این شرکت کار میکنه. اون باهوش، خرپول و خوشتیپه ولی خیلی مغروره. منشی لی یونگ اسمش کیم می سوـه که خیلی وقته واسش کار میکنه و مناسبه لی یونگ ولی منشی کیم تصمیم میگه کارشو ول کنه و…
در دوره ی سلسله ی جوسئون ، ریانگ در روز به عنوان یک گانگستر بی فایده در بازار فعالیت میکرد اما در شب او یه دزد جوانمرد است کسی که از دولتمردان فاسد صاحب منصب دزدی میکرد تا به فقیران بدهد. شهروندان فقیر فقط اون رو به عنوان « ایل جی مائه » می شناختند. بونگ سون دختری خنده دار است که دارای هنر جنگی خوبی است و به عنوان یک کلاه بردار زندگی می کند. . او فقط عاشق ریانگ است و حاضر است جان خود را برای او بدهد. یون چئه دختر یک دولتمرد صاحب منصب است و ذات خوبی دارد و به مردم بدبخت کمک می کند. او ایل جی مائه رو یک بار با شانس دید و داستان خوشعشق آنها آغاز شد. هر چند، او ایل جی مائه رو در موقعیت خطرناکی قرار میدهد چون یک افسر گارد سلطنتی نیز او را دوست دارد.
در آینده نزدیک، در دنیایی که توسط نیروهای فضایی بیگانه اشغال شده و نسل بشر به دو گروه اطاعت کننده از اشغالگران و مخالفانشان تبدیل گشته، خانواده Bowman که در لس آنجلس زندگی می کنند در تلاش هستند با دوری کردن از قرار گرفتن در مرکز درگیری های این دو گروه و گرفتن تصمیمات دشوار دراین شرایط سخت کنار یکدیگر مانده و زنده بمانند. اما زمانی که پدر خانواده Will که در گذشته در نیروی FBI مشغول به کار بوده مجبور می شود تا برای حمایت از خانواده اش با دولت اشغالگر همکاری نماید اوضاع برای این خانواده پیچیده تر و سخت تر می گردد...
داستان درباره “نون نام” (نام گونگ مین) یک مرد خوش تیپ و جذابه که متخصص نظریات عاشقانه است اما علاقهای به خود عشق نداره. تا اینکه با “جونگ ایوم” (هوانگ جونگ ایوم) آشنا میشه؛ کسی که بخاطر واقعیات سخت زندگی از عاشق بودن دست کشیده و حالا تصمیم گرفته که یک مشاور در این زمینه باشه. این سریال نشان می دهد که این دونفر چگونه از یکدیگر یاد می گیرند تا توازنی بین تئوری و واقعیت را در عشق پیدا کنند.
داستان این مینی سریال که برگرفته از داستان های کوتاه آگاتا کریستی می باشد، ماجرای جستجو برای یافتن قاتل یک زن ثروتمند است که جسدش در خانه ی خودش در لندن کشف شد...
این سریال درام در یک رستوران چینی کوچک، تلاش های سو پونگ برای زندگی، غذا و عشق را دنبال میکند. سر آشپز سو پونگ (لی جون هو) یک ستاره ی آشپزی بود که در بهترین رستوران چینی کار میکرد تا اینکه محبوبیتش به پایان رسید و در نهایت در یک رستوران چینیِ کوچک و ورشکسته مشغول به کار شد. در ضمن، دو چیل سونگ (جانگ هیوک) صاحب یک ساختمان است. چیل سونگ عضو سابق یک باند بوده که ۵ سال هم زندان بوده…
با به روی كار آمدن ماشین های مسابقه ای جدید، سری تازه ای از رقابت های ماشینی میان بچه ها آغاز شد. بعد از شکست مفتضحانه ای که کویا در مسابقات کراش تجربه کرد، حال وضعیت باشگاه رو به وخامت است و چیزی به منحل شدن آن نمانده است. به همین خاطر او باید خودی نشان داده و در مسابقات کراش بار دیگر شرکت کند و این بار یک بار برای همیشه رقیب اش را از میدان خارج كند و باشگاه را از نابودی نجات دهد.
ریوجی پسر دبیرستانیست که به سبب چهره ی خشن و ترسناکی که دارد همه از او فرار میکنند و سعی میکنند که رابطه ی نزدیکی با او نداشته باشند .اما واقعیت آن است که ریوجی تنها شمایل یک یاکوزا را از پدرش به ارث برده است و هیچ کار خلافی از او سر نزده است . از طرفی ” تایگا ” دختر ریز نقشی است که بر خلاف ظاهرش فوق العاده خشن و بزن بهادر است . تایگا عاشق دوست ریوجی ، ”یوساکو” است و ریوجی عاشق دوست تایگا ، ” مینوری ” . به طور اتفاقی تایگا با ریوجی برخورد میکند و تصمیم میگیرند که به یکدیگر برای رسیدن به معشوقه یشان کمک کنند
داستان سه تا زنه که هرکدوم مشکلات خاص خودشونو دارن. بهم نزدیک میشن و رابطه ی عمیقی بین شون شکل میگیره و تصمیم میگیرن برای التیام دادن دردهاشون باهم یه بچه رو به فرزندخوندگی بپذیرن!
این سریال در مورد دختری است که توسط یک روح تسخیر شده و آشپزی که اعتقادی به روح ندارد . نا بونگ سان ( Park Bo Young ) یک شخصیت بسیار ترسو است که عزت نفس پایینی دارد و به همین خاطر هیچ دوست نزدیکی ندارد و مدام در رستورانی که آشپزی میکند مورد مواخذه قرار میگیرد. یک راهب باعث میشود که او گاه به گاه ارواح را ببیند . یک روز بونگ سان توسط روح دختری که تصمیم دارد به خاطر انتقام گرفتن از زندگی کوتاهی که داشته مردان را اغوا کند ، تسخیر میشود. رئیس بونگ سان یک آشپز معروف به نام کانگ سان وو ( Jo Jung Suk ) است که بونگ سان مخفیانه به اون علاقه دارد و زمانی که یکشبه ترس و خجالتش از بین رفته و تبدیل به دختری سرزنده و فعال میشود نظر رئیسش را به خود جلب میکند و …
در فصل جدید FLCL، سالها از ماجراجویی نائوتا و هاروهارا هاروکا با هم میگذرد. در همین حین، جنگ بین دو وجود مطلق یعنی “مکانیک پزشکی” و “اتحادیه” در کهکشان ادامه مییابد. اینتر هیدومی، دختر نوجوانی است که توقع هیچ چیز هیجان انگیزی از زندگی خود را ندارد تا اینکه معلمی جدید به اسم هاروکا به مدرسه او میآید. “مکانیک پزشکی” به شهر او حمله کرده و هیدومی به رازی که میتواند جان همه را نجات دهد پی میبرد. رازی که فقط هاروکا میتواند آن را حل کند. ولی چرا هاروکا به زمین بازگشت؟ چه بر سر گیتاری که او پیش نائوتو گذاشت آمد؟ ربات انسان نمای “کانتی” چه شد؟
این کمدی سیاه اقتباسی است از کتابی به همین نام نوشته ی William Knoedelseder. داستان تجلیلی است از استند آپ کمدی های دهه 70 میلادی و کمدین هایی که آن روزها مشغول به کار بودند. جیم کری از جمله تهیه کنندگان این سریال است. Melissa Leo در نقش Goldie صاحب یک کلوب کمدی را بازی می کند، Sebastien Stan در نقش Clay یک کمدین با مزه که در حال معروف شدن است را بازی میکند و Clark Duke در نقش لری یک کمدین که به امید ستاره شدن از لس آنجلس راهی بوستون شده است ظاهر شده است...
کیم یون یانگ برای بدست آوردن اطلاعات مربوط به خواهرش کسی که بدون هیچ اثری ناپدید شد، با هویت جعلی لیسا کیم(کیم سو یون) وارد خانه مادری میشود که راز مرگ دخترش را مخفی کرده…
در آیندهای نزدیک، سینتها (خدمتکاران شبیه انسان بسیار واقعگرایانه) به یکی از وسایل ضروری زندگی تبدیل شدهاند. یک خانواده حومهنشین در امید کاهش بار کاری خود، یک سینت جدید خریداری میکنند. اما آنها به زودی متوجه میشوند که زندگی با یک سینت میتواند عواقب غیرمنتظرهای داشته باشد.
یه مرد که قدرت تشخیص چهره ها رو نداره زنی رو ملاقات می کنه که فراموش نشدنیه. لی یو چان بنیانگذار و مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات Next One هست که همه آروزشونه اونجا کار کنن. اون از مشکلی رنج می بره که نمی تونه چهره ها رو تشخیص بده و همین باعث عدم اعتمادش نسبت به بیشتر مردم شده و به خاطر همین از همه فاصله می گیره. کیم بو را باعث افتخار محل تولدش، یعنی جزیره جیجو هست که برای رفتن به کالج به سئول اومده. آرزوش اینه که به محض فارغ التحصیلی بتونه توی Next One کار کنه. وقتی بو را یوچان رو ملاقات می کنه، آیا زندگی هردوشون به شکل غیرمنتظره ای عوض میشه؟
با معرفی یک هوش مصنوعی فوق پیشرفته که از هوش انسانی پیشی گرفته بود،وجود اینکه بشر هنوز خیلی مانده تا به درک کامل از ساخته های مواد برسد این تکنولوژی دور برای انسان ها شروع به تبدیل شدن به واقعیت میشود. لاسیا یک hIE که مهجز به یک دستگاهِ به شکل تابوت سفید شده یکی از این دسته است. در مد دیدار دختر و پسر آراتو اندویِ ۱۷ ساله یک رویارویی شوم(یا مهم مطمئن نیستم) با لاسیای ساخت بشر دارد. برای چه هدفی این ساخته های دست بشر ساخته شدند؟ درمیان این سوال ها راجع به همزیستی این ساخته های دست بشر و انسان ها، این پسر ۱۷ ساله تصمیمی میگیرد...
در عهد چوسان و در شهر میریانگ “آرانگ” دختر حاکم که دختر بسیار زیبا و خوش قلبی بود زندگی میکرد. “آرانگ” مادر نداشت و با محافظ بد اخلاقش بزرگ شده بود و اورا به شدت اذیت میکرد. روزی محافظ،” آرانگ” را میکشد و جسدش را در جنگل میندازدو به پدر” آرانگ” میقبولاند که دخترش فرار کرده و او با سرافکندگی بسیار از مقام خود کناره گیری میکند . پس از این ماجرا روح “آرانگ” با انتفام جویی بسیار به سراغ افرادی میرود که برای جانشینی حکمران انتخاب میشوند. و او با سعی بسیار داستان را برای آنها تعریف میکند که همین داستان باعث وحشت و فرار آنها می شود. تا اینکه حکمران جوانی به نام ” یون او ” برای این مقام انتخاب میشود. او بدون ترس و با دلسوزی با روح “آرانگ” برخوردکرده و به او قول میدهد که قاتل اورو پیدا کرده و به مجازات برساند.