دن دن یک زن سنگدله که به عنوان هنرمند جلوه های ویژه آرایشی مشغول به کاره. او به طور غیرمنتظره ای عاشق یونگ گو (یو جین گو) میشه. یونگ گو یک رباته انسان نماست که برنامه ریزی شده تا یک دوست عالی و ایدهال باشه. یونگ گو شروع به ایجاد احساسات و عواطف انسانی میکند و در نهایت درگیر یک مثلث عشقی میان آنها و وانگ جوون بازیگر معروف دوران کودکی دن دن میشوند…
یوک دونگ شیک (Yoon Si-Yoon) در یک شرکت دلالی کار میکند ، او شخصیتی ترسو دارد در حدی که حتی نمیتواند از آدم ها عصبی شود ، تا اینکه یک روز به طور اتفاقی دفترچه خاطراتی را پیدا میکند که متعلق به یک قاتل سریالیست که در آن خاطرات قتل های خود را نوشته! او که ترسیده، همراه با دفترچه فرار میکند اما در راه با ماشین افسر پلیس شیم بو کیونگ (Jung In-Sun) تصادف میکند و حافظه خود را از دست میدهد. پس از آن بخاطر دفترچه محکوم به قاتل سریالی میشود. از طرفی سو این وو (Park Sung-Hoon) مدیر شرکتیست که دونگ شیک در آنجا کار میکند. او فردی بی روح و بی احساس است و درحال حاضر احساس ناامنی میکند چرا که دفترچه خاطرات قتل های سریالی خود را گم کرده است …
کانگ می ره بخاطر چهرش شخصیتی خجالتی داره و به همین خاطر در مدرسه مورد آزار اذیت واقع میشده. حالا او بعد از تحمل یک جراحی پلاستیک زیبا شده ولی هنوز خجالتی باقی مونده. در سال اول دانشگاه با دو کیونگ سونگ آشنا میشه کسی که مردم رو از روی ظاهر قضاوت نمیکنه و …
سریال داستانِ زندانیا و افسرو صاحب منصبای زندان رو نشون میده. پارک هسو (افسانه دریای ابی) یه بازیکن بیس باله ستاره س که یه شبه محکوم میشه و یونگ کیونگ (نه گمشده) زندانبانِ نخبه ایه، ایشون میاد پارک رو داخلِ زندان دنبال میکنه و داستانِ گوناگونِ هم زندونیش رو روایت میکنه بیست و چهار تا پوستر شخصیتی برای منتشر شده . جونگ کیونگ-هو وقتی اسمِ طرف رو بردن همه چیو درموردش دونست و هیجان زده میشه. اوه! یه بمب درحالِ حاضر به کار افتاده …