یک گروه تروریستی که اصل عملکرد آن ها بر روی اینترنت است وارد به مرکز کنترل کل نیویورک شده و به نوعی تمام تلوزیون، آب و برق و گاز و مخابرات شهر را تحت کنترل خود در می آورد و دیگر هرگونه عکس العمل را از دیگران سلب می کند. افسر پلیس «جان مکلین» به همراه هکر جوانی سعی در نفوذ در این گروه و جلوگیری از خراب کاری های این گروه را دارد.
جان مک کلین برای کمک به پسر نافرمانش جک، به روسیه سفر می کند اما متوجه می شود که جک یک مامور سی آي ای است که قصد دارد از دزدی یک اسلحه اتمی جلوگیری کند. این مسئله باعث می شود تا پسر و پدر همراه شوند تا جلوی این نیرو های زیرزمینی را بگیرند...
«تام هاردی» (ویلیس)، پلیس جوان اداره ی آگاهی و دایره ی جنایی شهر پیتسبرگ در کنار پدرش «وینس» (ماهونی) که رئیس دایره ی جنایی است، خدمت می کند. طی یک تعقیب و گریز، تصادف شدیدی صورت می گیرد. «تام» بی هوش می شود و وقتی به هوش می آید، می فهمد پدرش کشته شده و قاتل از صحنه فرار کرده است. «تام» که مسئول شناخته شده، منتظر خدمت می شود و به نوش خواری پناه می برد. تا این که دو سال بعد …
چهار داستان جنایی متفاوت، که در مرکز آنها مردی درشت اندام با چهرهای خشن قرار دارد که به دنبال قاتل معشوقهاش گلدی است، مردی که با پلیس فاسد شهر گناه درگیر میشود و بعد از یک اشتباه وحشتناک تحت تعقیب قرار می گیرد، یک مامور پلیس که جانش را برای محاقظت از یک دختر به خطر می اندازد، و یک قاتل که به دنبال کسب در آمد از راه خودش است.
«اسلوین» (جاش هارتنت) که با فرد دیگری اشتبه گرفته شده است، ناخواسته وارد جنگ دو رقیب بزرگ تبه کار در شهر می شود. در همین هنگام اسلوین تحت تعقیب کارآگاه بی رحمی بنام «بریکوسکی» و همینطور یک قاتل بدنام مشهور به «گودکت» (بروس ویلیس) است...
در سال ۲۰۷۲ وقتی که رئسای تبهکاران می خواهند از شر کسی خلاص شوند، او را به ۳۰ سال قبل در زمان منتقل می کنند، جایی که گروهی از قاتلین حرفه ای معروف به «لوپر» انتظار هدف را می کشند تا او را از بین ببرند. «جو» ( جوزف گوردن لویت ) یک لوپر است که متوجه میشود هدف جدیدش، نسخه میانسال خودش از سال ۲۰۷۲ ( بروس ویلیس ) می باشد...
کرت اسلون ( ژان کلود ون دام ) پس از اینکه برادرش ، اریک اسلون قهرمان کیک بوکسینگ ، در مسابقه ای توسط یک بوکسر تایلندی قطع نخاع می شود . تصمیم می گیرد هنرهای رزمی را بیاموزد تا انتقام برادرش را بگیرد …
"جیسون استیلول" (کورت مککینی) یکی از بزرگترین طرفداران "بروسلی" با مهارتهایی که بدست می آورد به سیاتل می رود تا با گروه تبهکار بزرگی که سردسته آنها استاد هنرهای رزمی "ایوان" (ژان کلود ون دام) است مبارزه کند...
"الکس" و "چاد" دوقلوهایی هستند که هنگام مرگ پدر و مادرشان از هم جدا شده اند."چاد" توسط یک خانواده در پاریس بزرگ شده و "الکس" تبدیل به یک کلاه بردار در هنگ کنگ می شود."چاد" پس از دیدن یک عکس از "الکس" او را پیدا کرده و متقاعدش می کند رقیبش در هنگ کنگ مردی است که پدر و مادرشان را به قتل رسانده...
این فیلم ادامه ای بر فیلم کیک بوکسر است که ژان کلود ون دام در او ایفای نقش کرد. دیوید اسوان (ساشا میشل) برادر کرت اسوان (ون دام) است که یک باشگاه کاراته راه اندازی کرده است. حالا آقای سانگا، یکی از مقامات رسمی دولت تایلند که تونگ پو، بوکسری وحشی را کنترل می کند، باز او را به آن باشگاه می فرستد. تونگ پو در فیلم قبلی از رقیبان سرسخت کرت اسلوان بود...
نيو اورليانز. شغل «اميل فوشون» (هنريکسن)، مردي ثروتمند و آراسته، سازمان دهي تعقيب و کشتن آدم هاست. «ناتاشا» (باتلر)، دختر يکي از قربانيان او، وارد شهر مي شود تا دنبال پدرش بگردد و با ملواني بي کار به نام «چنس بودرو» (وان دام) آشنا مي شود که از او برابر تهديد اشرار دفاع مي کند و سپس در راه يافتن قاتلان پدرش ياري اش مي دهد...
یک افسر پلیس جای برادر دوقلوی خود را گرفته و مشکلات و دوست دختر او را به دست می آورد.او مجبور می شود راهش را از فرانسه به آمریکا باز کند در حالیکه برای اف بی آی و مافیای روسیه کار می کند و...
ادی یک سرباز کهنه کار و خسته از زندگی است . او به صحرا می رود و در آن جا سرگردان می شود در نزدیکی یک شهر با چند ارازل و اوباش روبه رو می شود و آن ها هم موتور او را می گیرند و هم او را به حد مرگ کتک می زنند. حالا او می خواهد انتقام خودش را از آن ها بگیرد...
فیلم شش گلوله داستان یک مزدور سابق آمریکایی است که استخدام می شود تا با تکیه بر هنر های رزمی و مهارت های نظامی برای پیدا کردن کودکانی که توسط گروهی به گروگان گرفته شده اند وارد عملیات شود...
مامور محافظت از محیط زیست، جک تاگرت، در حال مبارزه با کسب و کارهای بزرگی است که توسط "اورین هنر" رهبری می شود. زیرا آنها زباله های سمی را در مناطق تپه ای دفن می کنند. اما زمانی که آنها همکار جک را می کُشند...
گروهي تروريست عرب به رهبري «نقي حسن» (سوکت)، يک هواپيماي 747 را با چهار صد مسافر مي ربايند. «ستوان آستين تراويس» (سيگال)، مأمور اطلاعاتي امريکايي، مطمئن است که اين يک هواپيما ربايي معمولي نيست.
يکي از کهنه سربازهاي جنگ ويتنام به نام «مارتين ريگز» ( گيبسن ) که به دليل تجربه هايش در نيروهاي ويژه، به «سلاح مرگبار» شهرت دارد، به عنوان همکار کارآگاه پليس، «راجر مرتو» ( گلاور )، انتخاب مي شود. تعدادي مزدور که قبلا در جنگ ويتنام جنگيده بودند، به رهبري «ژنرال مک آليستر» ( رايان ) و «جاشوآ» ( بيوزي )، در فکر فروش محموله اي از هرويين به يک قاچاقچي هستند و حالا «ريگز» و «مرتو» به مبارزه با اين دارودسته مي پردازند.
لس آنجلس. «مارتين ريگز» ( گيبسن ) و «راجر مرتو» ( گلاور ) موفق نمي شوند يک رابط قاچاق را دستگير کنند و به جاي تنبيه، رئيس شان آن دو را مأمور مراقبت از «ليوگتس» ( پشي ) مي کند؛ حسابداري که مبلغ قابل توجهي از يک کارتل مواد مخدر اختلاس کرده و مي خواهد عليه آنان شهادت بدهد.
«مارتين ريگز» ( گيبسن ) و «راجر مرتو» ( گلاور ) که احساس پيري به سراغ شان آمده، با مافياي چيني درگير مي شوند تا جلوي کارهاي غيرقانوني شان را در امريکا بگيرند.
ماجرا در دهه ی ۱۹۳۰ در فوشان چین رخ می دهد جایی که مدارس هنرهای رزمی برای جذب شاگرد با یکدیگر رقابت می کنند. ایپ مان استاد هنر رزمی وینگ چون است اما از آنجایی که نیاز مالی ندارد هیچ شاگردی را نمی پذیرد. وی وقتش را با دوستان و تمرین و خانواده اش می گذراند. ایپ از محبوبیت خاصی در فوشان برخوردار است و این محبوبیت با شکست دادن ژین شانژائو و حفظ آبروی فوشان بیشتر می شود. ناگاه ژاپن به چین حمله می کند و ایپ مان خانه اش را از دست می دهد...
استاد ییپ در هنگ هنگ قصد دارد تا مدرسه هنرهای رزمی به سبک وینگ چون را آموزش دهد، اما قوانینی برای باز کردن مدرسه هنرهای رزمی در بین استادان وجود دارد. استاد ییپ میبایست تمامی استادها از مدرسه های دیگر را شکست دهد...
ایپ من استاد هنرهای رزمی که یکی از بزرگترین رزمی کاران چین است به آمریکا سفر می کند. در آنجا شاگران ایپ مدرسه ای به عنوان آموزش هنرهای رزمی وینگ چان احداث کرده اند که باعث ناراحتی رزمی کاران آمریکا شده است و ...