داستان زندگي واقعي ديتر دنگلر (کریستین بیل) خلبان جنگنده نيروي هوايي آمريکا که در اولين پرواز عملياتي خود بر فراز لائوس، سقوط کرده و اسير مي شود. امتناع وي از امضاي انزجار نامه اي عليه ارتش آمريکا موجب فرستاده شدن وي به بازادشتگاهي کوچک در ميان جنگل مي شود. جايي که گروه بسيار کوچکي از اسرا حدود 2 سال در آنجا زنداني بوده اند، ولي ديتر قصد اقامتي طولاني در چنين مکان مخوفي را ندارد. نقشه وي براي فرار از سوي تني چند به دليل مخاطرات فراوان با استقبال روبرو نمي شود. اما يکي از زنداني ها به نام مارتين ديون موافقت خود را براي اجراي نقشه فرار اعلام مي کند. ولي اين فقط يک آغاز است...
سندی پترسون که تاجری میانسال است از دنور راهی میامی می شود تا با زن فریبکاری که هویت او را دزدیده و در قالب خانم خانه دار بی آزاری زندگی می کند، رو به رو شود...
یک جوان فقیر و احساساتی عاشق دختری ثروتمند می شود و به او احساس آزادی می دهد. اما آنها خیلی زود به خاطر تفاوتهای اجتماعی شان از هم جدا می شوند...
سه مرد که از زندگی خود سرخورده شده اند در تلاش هستند تا زندگی ای که در کالج داشته اند را دوباره پس بگیرند و ...
یک مدیر آرام و خونسرد زمانی که پسرش توسظ یک گروه بطرزی وحشیانه مورد آزار و اذیت قرار گرفته، تمام کسانی که در این قضیه دست داشته اند را مجازات می کند...
در پی یک انفجار عظیم پسر جوانی به عنوان مجرم وارد زندان بزرگسالان می شود و در نهایت در مسابقه ای با فردی آشنا می شود که این اتفاق برای او نیز افتاده است و…
دو مهندس ژنتیک امیدوارند با ترکیب موفقیت آمیز DNA حیوانات مختلف و بوجود آوردن حیوانات پیوندی جهت مصارف پزشکی، به شهرت برسند. اما آنها بعد از مدتی مخفیانه تصمیم میگیرند اینبار DNA انسان را با حیوانات ترکیب کنند.
داستان فیلم در سال ۱۸۶۴، یکسال قبل از پایان جنگهای داخلی امریکا روی می دهد. «اینمن» (جود لاو) که یک سرباز ایالتهای جنوبی است پس از بهبود از یک جراحت مرگبار تصمیم می گیرد جبهه جنگ را رها کرده و عازم شهرش «کوهستان سرد» شود تا با دوست دوران نوجوانی اش «آدا» (نیکول کیدمن) ازدواج کند...
این فیلم زندگی زن و مردی را به تصویر می کشد که برای بقای رابطه ی عاشقانه خود تلاش می کنند…
خانواده ای از افسران پلیس در واشنگتن، که از یک پدر، دو پسرش و همینطور دامادش تشکیل شده است، با فساد حاکم بر منطقه مقابله می کنند...