چیاو یان که در یک شهر مرزی بزرگ شده بود، بعد از سالها تلاش سخت، به یک بازیگر مشهور تبدیل شد اما تحت فشار زیاد، با احتیاط راه خود را ادامه داد. در همین حین، خواهرش که سالها بود با او ارتباطی نداشت، ناگهان ظاهر شد.
تصمیم ناگهانی گائو ژیلای برای تبدیل شدن به یک شوهر خانهدار، او را با چالشهای غیرمنتظرهای روبرو میکند. با تغییر مسیر زندگی، او مجبور میشود مسئولیتهای تأمین معاش خانواده را بر عهده بگیرد و در نهایت، خود واقعیاش را پیدا کرده و زندگی جدیدی را آغاز میکند.
زنی که در جستجوی معنای زندگی می باشد و مردی که یک کتاب شعر را به همراه دارد راهی یک سفر به روی طولانی ترین رودخانه میشوند تا به سرزمین اصلی چین برسند و ..
در سرزمینی که جادو وجود نداشت و قویها بر ضعیفها حکومت میکردند، سرزمینی پر از زیباییها و خطرات پنهان، شیائو یان، جوانی با استعداد خارقالعاده، سه سال پیش همه چیز خود را از دست داد. قدرتهای جادوییاش، شهرتش و حتی قولهایی که به مادرش داده بود، ناگهان ناپدید شدند. اما چه نیروی مرموزی باعث این اتفاق شده بود؟ و چرا ناگهان نامزدش وارد زندگیاش شد؟ این داستان درباره جوانی حیلهگر و بیثبات است که قدرت خود را به روحی که در حلقهاش زندانی بود، از دست داده بود. این روح برای بیدار شدن، قدرت شیائو یان را جذب کرده بود و حالا او به ارباب شیائو یان تبدیل شده بود.
داستان طی دو دوره ی زمانی متفاوت روایت می شود: دوره ی اول از دهه ی شصت میلادی تا میانه ی دهه ی هفتاد میلادی یعنی تا پایان انقلاب فرهنگی، و دوره ی دوم از دهه ی هشتاد میلادی تا شروع قرن بیست و یکم می باشد.