چیاو یان که در یک شهر مرزی بزرگ شده بود، بعد از سالها تلاش سخت، به یک بازیگر مشهور تبدیل شد اما تحت فشار زیاد، با احتیاط راه خود را ادامه داد. در همین حین، خواهرش که سالها بود با او ارتباطی نداشت، ناگهان ظاهر شد.
جیا یوئِی، مردی خسیس که تمام عمر خود را صرف جمعآوری ثروت کرده است، در اوج جوانی به بیماری لاعلاج مبتلا میشود و متوجه میشود که تنها ده روز تا پایان زندگیاش باقی مانده است. او که به پوچی ثروت اندوخته شده پی میبرد، تصمیم میگیرد با همراهی دوستان خود، تمام ثروت خود را در این ده روز باقیمانده خرج کند و از زندگی لذت ببرد.