"مانوئل آرتیگوئز" راهزنی مشهور در دوران جنگهای داخلی اسپانیا، بیست سال عمر خود را در فرانسه و تبعید زندگی کرد. وقتی مادرش رو به مرگ قرار دارد او تصمیم می گیرد بطور مخفیانه به دیدار او در شهر کوچک خود برود.اما بزرگترین دشمن او، "وینولاس" افسر پلیس اسپانیایی نقشه به دام انداختن او را در سر دارد...
برادری از خانوادهاش طرد میشود، به بردگی فروخته میشود و سالها بعد به عنوان مردی قدرتمند بازمیگردد - اما از طریق قدرت شخصیتی که خداوند به او داده است، بخشش و شفقت خود را نسبت به خانوادهاش نشان میدهد.
چند روز قبل از ازدواجش، یک وکیل اهل فیلادلفیا به ناپل در جنوب ایتالیا سفر می کند تا املاک برادر فقیدش را تسویه کند، اما متوجه می شود که یک برادرزاده ایتالیایی دارد که توسط عمه مادری اش، خواننده کاباره، نگهداری می شود...