ستوان "کوران" و تیم او از نیروهای دریایی وقتی در حال آزاد سازی گروهی از آمریکایی هایی هستند که بدست یک گروه تروریستی از خاور میانه دستگیر شده اند، متوجه مدارکی می شوند که نشان می دهد تروریستها صاحب اسلحه ای خطرناک و پیشرفته هستند...
در پی برخورد زیردریایی هسته ای مونتانا با یک شیء ناشناخته در قعر اقیانوس، گروهی از متخصصان از جمله «لینزی بریگمن» (مسترآنتونیو) و شوهرش، «باد» (هریس) که مدتی است رابطه شان به سردی گراییده، به تحقیق و کاوش درباره ی این پدیده می پردازند. «لینزی» فکر می کند یک نیروی هوشمند غیرزمینی در قعر دریا حضور دارد…
پنجاه سال از زمانی که «الن ریپلی» امتحانات سخت خود برای اثبات بی گناهی اش را داده می گذرد و سفینه ی نجات حامل وی، که او را در حالت خلسه در خود نگاه می داشت و به صورت سرگردان در فضا چرخان بود، دریافت می شود. بر روی کره زمین هیچ کس داستان وی در مورد وجود آدم فضایی در سیاره ی LV-426 را باور نمی کند. اداره ای که با نام «کمپانی» شناخته می شود، گروهی را مامور می کند تا به LV-426 بروند و صحت این مطالب را بررسی کنند. پس از مدتی تمامی ارتباطات با گروه فرستاده شده قطع می شود و Company اِلن ریپلی و گروهی از سربازان بسیار حرفه ای را برای بررسی و نجات گروه قبلی به LV-426 می فرستد.
سال 2029 در بحبوحه ي جنگي هسته اي، ماشين ها و روبات ها عملا کنترل زمين را به دست گرفته اند و مشغول نابود کردن آخرين انسان هاي باقي مانده هستند. «نابودگر» (شوارتسنگر) موجودي ماشيني است که به سال 1984 فرستاده مي شود تا زني جوان به نام «سارا کانر» (هميلتن) را که مادر «جان»، ناجي بشريت در جدال با روبات ها خواهد بود، بکشد.
در دهه 1960 امریکا ، یک دانشجوی سیاه پوست ، مجاز به پذیرش در یک آکادمی نظامی به ظاهر معتبر ، می شود، که باعث رگبار فساد در سیستم می شود که دانشجوی دیگری مایل است آن را افشا کند...
یک دختر که با استفاده از برنامه دوست یابی "شوگر ددی" خود موفق شده کلی پول به جیب بزند به یک مورد جدید برمیخورد ولی نمیداند که قرار جدیدش با یک قاتل سریالی است .