هوریا، نوجوانی بیقرار و بیتاب، با موتورسیکلت قدیمی پدرش دل به جاده میزند تا مسیری طولانی را برای رسیدن به معشوقش طی کند. در میانه راه، دختری ۱۳ ساله به نام استلا که شخصیتی سرزنده و جسور دارد، به او ملحق میشود و این همراهی به شکوفایی دوستیای غیرمنتظره و عمیق میان آن دو میانجامد.
«این دنیا میدان من است» داستان جورج بالتا، بازیکن راگبی که در یک حادثه فلج شده است، را روایت میکند که خود را به عنوان یک دونده ماراتن ویلچری و سخنران انگیزشی بازسازی میکند.
هنگامی که یک پیشاهنگ جوان متوجه می شود که ارتش باواریا به تارگو جیو نزدیک است، به کمیسر پوپلیان اطلاع می دهد و به همراه دیگر پیشاهنگانش سعی می کند جلوی اشغال شهر توسط ارتش آلمان را بگیرد...
رادو، 45 ساله، ثروتمند و مجرد، با دستی قوی، تزلزل ناپذیر و بدون ظلم، تجارت خود را مدیریت می کند. رقبای او اکنون منجر به اتهاماتی علیه او در بازار سهام شده است، که رادو را وادار می کند تا بازی دوران کودکی درب بطری های آبجو را به یاد بیاورد، بازی ای که مستلزم ریسک پذیری، تلاش و مهارت بود...