ژان میشو یک قایقکش است که در نزدیکی گورستان قدیمی قایقها به نام "برا-مورت" زندگی میکند. او عاشق مونیک، دختر یک صاحب قایق ثروتمند است. دختر نیز به او علاقه دارد اما با دیوار تعصبات طبقاتی خانوادهاش برخورد میکند. نزدیکان و عزیزان او واقعاً آمادهاند برای جدا کردن این دو عاشق هر کاری انجام دهند.
رُم سال 1944."جورجیو مانفردی" یکی از رهبران مقاومت توسط نیروهای نازی شناسایی می شود.او نزد دوستش "فرانچسکو" رفته و از نامزدش "پینا" درخواست کمک می کند."پینا" باید به یک کشیش اطلاع دهد که "جورجیو" مجبور است شهر را هر چه زودتر ترک کند و...