هلن جوانی که به دلیل دلتنگی مادر مرده اش به دنبال عشق می گردد، عاشق دوست پدرش تامارا می شود که شخصیتی قوی دارد و دقیقاً می داند چگونه افراد تحت نفوذ خود را دستکاری کند...
یک زن جوان لال ، که در یک دهکده کوچک زندگی می کند ، در انتظار یک کودک است. شوهرش همزمان رمان می نویسد و از اهالی روستا به عنوان شخصیت خود استفاده می کند. در روند خلاقیت ، واقعیت و تخیل به طور مداوم در هم آمیخته می شوند...
ورشو، سال ۱۹۴۲٫ یک زن لهستانی به شکلی فجیع به قتل می رسد. “سرگرد گرا”، عضو سازمان اطلاعات آلمان که به عدالت اعتقاد دارد، مسئول تحقیقات می شود. یک شاهد عینی اعلام می کند یک ژنرال آلمانی را در حال خروج از ساختمان دیده است و…
پس از کشتن کودکی در یک ماموریت روتین در ویتنام،"پیر" دچار استرس و فراموشی مقطعی می شود.بعد از بازگشت به فرانسه او مانند گیاه زندگی می کند تا اینکه با دختر جوانی که توسط پدرش در مدرسه ای شبانه روزی رها شده آشنا می شود.او که ادعا می کند پدر او میباشد و هر یکشنبه او را می بیند و...
ژان میشو یک قایقکش است که در نزدیکی گورستان قدیمی قایقها به نام "برا-مورت" زندگی میکند. او عاشق مونیک، دختر یک صاحب قایق ثروتمند است. دختر نیز به او علاقه دارد اما با دیوار تعصبات طبقاتی خانوادهاش برخورد میکند. نزدیکان و عزیزان او واقعاً آمادهاند برای جدا کردن این دو عاشق هر کاری انجام دهند.
زوج طبقه کارگر آنتوان و آنتوانت رویای یک زندگی بهتر را در سر می پرورانند. آنتوانت در میان دفع مداوم توجه ناخواسته مردان، به ویژه خواربارفروش مسیو رولان، یک بلیط بخت آزمایی برنده می خرد. اما هنگامی که آنتوان بلیط خود را از فقر گم می کند، رویاهای آنها به نظر می رسد که همان ها باقی خواهند ماند.