سرگئی لوزنیتسا با کندوکاو دوباره در آرشیوهای عمیق تاریخ سمعی و بصری قرن بیستم، این پرتره زیبا و کنایه آمیز کوتاه از جشن های کاخ گارنیه پاریس در دهه های 1950 و 60 را می سازد....
زنی در کنار چمدانهای معشوق سابقش که قرار بود برای برداشتن آنها بیاید اما هرگز نیامد، منتظر گذر زمان است. سگی ناآرام که نمیداند صاحبش او را رها کرده، در کنارش پرسه میزند. دو موجود زنده که با رها شدن دست و پنجه نرم میکنند.
«صدای بشریت» داستان زنی بنام آنجلا در ناپلِ ایتالیا در سال 1950 را روایت می کند که آخرین مکالمه اش را با مردی که عاشقش است را انجام میدهد، زیرا او میخواهد بخاطر یک زن دیگر، آنجلا را ترک کند.
آلن رنه (۱۹۲۲-۲۰۱۴)، فیلمسازی خلاق و نامتعارف، با ساخت آثاری چون "On Connaît la Chanson" و "Hiroshima Mon Amour"، تأثیری ماندگار بر سینمای اروپا گذاشت.
فرانسوا تروفو، فیلمساز معروف، در سالهای پایانی عمر خود به شدت بیمار شد و به نزد همسر سابقش پناه برد. او قصد داشت زندگینامه خود را بنویسد اما به دلیل بیماری ناتوان شد. این فیلم روایتی از این دوران سخت زندگی اوست.
این مستند سفرنامهای از دید کارگردان فرانسوی از آمریکا است . فرانسیس ریچنباخ ، به داستان پشت پرده مجسمه آزادی اشتیاق نشان میدهد . این کارگردان از سواحل غربی گرفته تا آسمان خراشهای نیویورک ، درباره همه چیز کنجکاو است . او در طی سفرش با برخی از مردم نیز مصاحبه میکند و نظرات آنها را درباره موضوعات مختلف جویا میشود ...
« الیزابت » ( استفان ) و برادرش ، « پل » ( درمى ) در دنیاى خیالى و محصورى که براى خود ساخته اند ، زندگى مىکنند . پس از مدتى مادرشان مىمیرد و « الیزابت » با میلیونرى ازدواج مىکند ، که او نیز خیلى زود از دنیا مىرود . آنان به زندگى رؤیایى سابقشان باز مىگردند .
در این فیلم تجربی، ایزیدور ایسو، رهبر جنبش لتریست، به سینمای معمولی حمله میکند و شکلی انقلابی از فیلمسازی را ارائه میدهد: از طریق خراشیدن و سفید کردن فیلم، از طریق عدم هماهنگی...
«اورفئوس» شاعری است که با مرگ (پرنسس) آشنا شده و عاشق او می شود. همسر شاعر، توسط افراد پرنسس کشته می شود و اورفئوس به دنبال همسرش به جهان زیرین می رود...
وقتی "مایکل" بیست و دو ساله به پدر و مادر خود می گوید عاشق شده؛ مادرش نگران از دست دادن عشق خود شده و پدرش متوجه می شود پسرش عاشق معشوقه اش "مدلین" شده و...
صداى انسان : مردى در شب عروسى اش به محبوبه ى قدیمى اش تلفن مىزند . زن ( مانیانى ) مىگوید که مىخواهد خودکشى کند … معجزه : « نانینا » ( مانیانى ) ، زن دهقان کند ذهنى است که روزى به مرد جوانى ( فلینى ) برخورد مىکند و به تصور این که او ، حامىاش ، « سن ژوزف » است ، در حالت از خود بىخودى تسلیمش مىشود .
« دلبر » ( دى ) ، براى نجات پدرش از چنگ « دیو » ( ماره ) ، حاضر مىشود در قصر « دیو » بماند . او ابتدا تحمل همنشینى با « دیو » را ندارد ، اما آرام آرام علاقههاى قلبى به او حس مىکند …