بعد از بیست و پنج سال، سیلوا سوار بر اسبی از صحرا می گذرد تا دوستش کلانتر جیک را ببیند. آنها جشن میگیرند، اما صبح روز بعد جیک به او میگوید که دلیل سفرش دوستی آنها نیست...
زنی در کنار چمدانهای معشوق سابقش که قرار بود برای برداشتن آنها بیاید اما هرگز نیامد، منتظر گذر زمان است. سگی ناآرام که نمیداند صاحبش او را رها کرده، در کنارش پرسه میزند. دو موجود زنده که با رها شدن دست و پنجه نرم میکنند.
هنگامی که پرواز شماره 2549 در میانه راه دچار اختلالات فنی شده و هر لحظه امکان دارد که این آخرین لحظات زندگی افراد این هواپیما باشد، کاپیتان ، خدمه هواپیما و مسافران تصمیم می گیرند بجای اینکه در جای خود نشسته و منتظر مرگ باشند، کارهایی را انجام دهند که همیشه آرزویش را داشتند و ...
این فیلم که براساس رمان جنجالی « رتیل » نوشته تیری ژونکوئه ساخته شده ، روایتگر داستان یک جراح زیبایی به نام رابرت لدگارد ( آنتونیو باندراس ) است که در یک ویلای مجلل زندگی می کند. خدمتکار او در این ویلا زنی به نام ماریلا ( ماریسا پاردس ) است و در طبقه بالای ویلا هم دختری به نام ورا ( آلنا آنایا ) حضور دارد که بدنش توسط یک پوسته احاطه شده!
دهه ي 1960، دوران حکومت فرانکو. «انريکه» و «ايگناسيو» دو دوست نوجوان در يک مدرسه ي کاتوليگ عشق، سينما و ترس را کشف مي کنند. در بزرگي «ايگناسيو» که داستاني نيمه خود سرگذشت نامه اي در مورد ماجراهاي دوره ي نوجواني خود و «انريکه» نوشته به سراغ او مي آيد. «انريکه» حالا فيلم ساز است و مي تواند اين قصه را به فيلم برگرداند...
«آلیسیا» (واتلینگ) و «لیدیا» (فلورس) به حالت اغما فرو رفته اند؛ یکی بر اثر حادثه ی رانندگی و دیگری در جریان مسابقه ی گاوبازی. در حالی که «بنیگنو» (کامارا) دل باخته ی «آلیسیا» ست و «مارکو» (گراندینتی) دل باخته ی «لیدیا».
پس از چهار سال «ویکتور» (رابال) از زندان آزاد می شود. او هنوز به «النا» (نری) علاقه دارد، اما «النا» با پلیس سابق، «دیوید» (باردم) ازدواج کرده است. «دیوید» همان پلیسی است که چهار سال پیش بر اثر شلیک اتفاقی اسلحه ی «ویکتور» فلج شده و حالا به صندلی چرخدارش میخکوب است...
هنگامی که نیکلاس (پیتر کایوت)، نویسنده مشهور آمریکایی، یک متخصص زیبایی به نام کیکا (ورونیکا فورکه) را برای آماده کردن جسد پسرش، رامون (الکس کازانواس) که اخیراً درگذشته است، می آورد، کیکا به طور ناخواسته مرد جوان را زنده می کند و سپس عاشق او می شود...
یک خواننده پس از 15 سال خوانندگی در خارج از کشور برای اجرای برنامه به مادرید باز می گردد و دوست 27 ساله خود را پیدا می کند. دختری که با یکی از معشوقه های سابق مادرش ازدواج کرده است...
“ریکی” از بیمارستان روانی مرخص می شود.او دقیقا می داند که قصد دارد چه کاری انجام دهد.او می خواهد “ماریا” زنی که یکبار با او رابطه داشته را پیدا کند تا با او ازدواج کند…
یک ماتادور توسط یک گاو نر زخمی می شود و دیگر نمی تواند در میدان مسابقه شرکت کند . این تنها یکی از مشکلات یکی از شخصیت های این فیلم است که به طور غیرمنتظره ای با هم برخورد می کنند...