چهار دوست دوران کودکی که اکنون متاهل هستند، برای صرف شام همدیگر را ملاقات می کنند و همه قبول دارند که همسران خود را دوست دارند، اما دیگر تمایلی به آنها ندارند. آنها تصمیم میگیرند که یک باشگاه کفار ایجاد کنند تا وقتی میخواهند بیرون بروند و خوش بگذرانند، به عنوان پوشش عمل کنند...
کارلوس به صورت اتفاقی در یک کافی شاپ با زنی به نام ایرنه آشنا میشود. آنها بدون دلیل خاصی باهم یک رابطه دوستی تشکیل میدهند اما به شرط اینکه از گذشته هم سوالی نپرسند، از راه های مُدرن برای برقراری ارتباط استفاده نکنند و در آخر اینکه عاشق یکدیگر نشوند...
خوانجو یک استاد کالج است که به تازگی توسط دوست دخترش سلست اخراج شده است. با این باور که او مورد دستکاری قرار گرفته است، دانش آموز خوش صحبت خود، نیکو را به خدمت می گیرد تا در ازای کسب نمره خوب، به او کمک کند.
دهه ي 1960، دوران حکومت فرانکو. «انريکه» و «ايگناسيو» دو دوست نوجوان در يک مدرسه ي کاتوليگ عشق، سينما و ترس را کشف مي کنند. در بزرگي «ايگناسيو» که داستاني نيمه خود سرگذشت نامه اي در مورد ماجراهاي دوره ي نوجواني خود و «انريکه» نوشته به سراغ او مي آيد. «انريکه» حالا فيلم ساز است و مي تواند اين قصه را به فيلم برگرداند...
دختر نوجوانی به همراه خانواده اش به خانه ای دورافتاده نقل مکان می کند اما متوجه می شود که خانه جدید آنها گذشته ای وحشتناک داشته و خانواده اش را تهدید به نابودی می کند…….
فیلم داستان دختری( آنجلا) را تعریف می کند که در رشته سینما تحصیل می کند و عنوان پایان نامه خود را “بررسی نمایش خشونت در صدا و تصویر” برگزیده است. در طی داستان او به فیلمی واقعی دست پیدا می کند که دختری را بر روی صندلی شکنجه می دهند و سپس با اره برقی تکه تکه می کنند
دیگو د لا وگا برای انتقام قتل پدرش به کالیفرنیا باز می گردد. پس از به عهده گرفتن عنوان زورو، او با فرماندار، رهبر بدخواه جامعه چین و یک جامعه مخفی روبرو می شود و منافع مشترک را بالاتر از همه چیز قرار می دهد.
یک هتل خانوادگی در شهر ساحلی خیالی کانتالوآ در اسپانیا در سال 1905: عشق، باجگیری، حسادت، جنایت، کمدی، و نقشهها و توطئههایی که همگی شامل صاحبان هتل، مهمانان، کارآگاهان و کارمندان مسکونی میشوند.