تدی آنکر، جوان ثروتمند، در اوایل دهه ۱۹۲۰ پولش را روی تئاتر سرمایهگذاری میکند. هر کاری که انجام میدهد موفق میشود. او عاشق یک رقصنده به نام کارین میشود و تصمیم میگیرد نمایش جدیدی را با کارین به عنوان بازیگر زن اصلی روی صحنه ببرد، اما برای اولین بار یکی از نمایشهایش با شکست مالی روبهرو میشود.
"راشل"،"مارتا"،"کارن" و "آنت" با چهار برادر ازدواج کرده اند.در حالیکه منتظر همسران خود برای بازگشت به خانه هستند؛آنها داستان ازدواج خود را به یکدیگر می گویند.در حالیکه آنها داستان خود را به یکدیگر می گویند؛خواهر کوچک "مارتا" تصمیم به فرار به معشوق خود دارد...
"ماریا" بالرینی 28 ساله و تنها است که دفترچه خاطراتی از طریق پست دریافت می کند.او به جزیره ای در نزدیکی استکهلم می رود جائی که با اولین عشقش "هنریک" برخورد کرده است.30 سال پیش او که برای گذراندن تعطیلات تابستانی اش در حال سفر بود با او آشنا می شود و هر دو عاشق یکدیگر می شوند...