داستان، زندگی یک قاتل حرفه ای را روایت میکند که با تزریق ماده فلجکننده به زنی اندوهگین، او را در معرض خطر مرگ قرار میدهد. این زن برای زنده ماندن، مجبور است پیش از آنکه بدن بیجانش به زمین بیفتد، فرار کند، مبارزه کند و پنهان شود.
خانواده ای با دوستان دیرینه و دو فرزند خردسال خود به سفر آخر هفته می روند، اما وقتی بچه ها پس از ناپدید شدن یک شبه در جنگل، رفتار عجیبی از خود نشان می دهند، به چیزی فوق طبیعی مشکوک می شوند...
آنا از بیماری انزواطلبی رنج می برد و آنقدر ناتوان شده که وقتی سه جنایتکار به خانه اش وارد می شوند نمی تواند فرار کند.اما آنچه مزاحمان نمی توانند بفهمند اینست که بیماری او فقط روانی نیست…