این روایت به تلاش اعضای امآیتی برای نجات ۴۹ نفر از کارکنان کنسولگری ترکیه میپردازد که پس از حمله داعش به موصل در ۱۱ ژوئن ۲۰۱۴ به اسارت گرفته شده بودند.
نعیم سلیمان اوغلو، وزنه بردار افسانه ای ترکیه ای، سه مدال طلای المپیک و هفت عنوان قهرمانی جهان را کسب کرد. او به دلیل قدرت و تکنیک بی نظیرش به "هرکول جیبی" معروف بود و رکوردهای جهانی متعددی را شکست. سلیمان اوغلو به عنوان یکی از بزرگترین وزنه برداران تاریخ شناخته می شود.
در سال 1950 در جنگ های کره سرگرد سلیمان یک دختر نیمه یخ زده و ترسیده،بدون پدر و مادر در وسط جنگل پیدا میکند که خیلی ترسیده و نزدیک به یخ زدن هست سرگرد سلیمان او را قاچاقی به اردوگاه ارتش میبرد و در آنجا از او مراقبت میکند ولی به خاطر عدم توانایی برای برقراری ارتباط با او اسمی برایش انتخاب میکند “آیلا” به یاد شبی که او را پیدا کرده بود.بین آیلا و سلیمان ارتباط قلبی زیادی برقرار میشود…
ماسال که با قصههای مادر رویاییاش، شیرین بزرگ شده است، زمانی که مادرش به دلیل بیماری قلبی در بیمارستان بستری میشود، در دنیایی سرد و واقع بینانه گرفتار میشود. در نتیجه، او به دختری خشن و شرور تبدیل می شود که می تواند هر کاری انجام دهد. اولین کسی که ماسال از او حمایت می کند معلمش اوگین است و همه چیز به مرور زمان برای همه تغییر می کند. او در سفر ماسال در حالی که به دنبال داستان خودش میگردد، قصههای ناتمام دیگر قهرمانان داستان را یکی یکی تکمیل میکند و در این سفر نزدیکترین فرد به ماسال سگش کوفته است که هرگز کنارش نمیرود. .
فرات بولوت یه دادستانه که با همسرش زینب و دختر پنج ساله اش یه زندگی شاد داره ولی یه روز که بیدار میشه، میبینه توی زندانه و اتفاقات چهار ماه اخیر رو به هیچ عنوان به یاد نمیاره. آخرین چیزی که یادشه جشن تولد دخترشه ولی درعین وحشت و شوک متوجه میشه که به جرم کشتن همسر و دخترش در زندانه…