در اواخر دهه شصت میلادی، اوخنیو، جواهری جوان بود که دلباخته کونچیتا شد. این دو با یکدیگر یک گروه موسیقی دونفره تشکیل دادند. پس از اینکه کونچیتا از صحنه هنر کنارهگیری کرد، حرفه اوخنیو شکوفا شد و او به یکی از برجستهترین کمدینهای استندآپ اسپانیا تبدیل گشت.
دختری با شیاطین برادر دوقلوی خود و یک رابطه محارم روبرو می شود. ناگهان یک فاجعه مرموز دختر باردار، یک نویسنده قدیمی، یک دختر مبتلا به اوتیسم و یک محکوم سابق را گرد هم می آورد...
خوزه با کاندلا ازدواج می کند اما هنگام دفاع از معشوقش لوسیا در نزاع ، او با چاقو کشته می شود. کارملو ، که از کودکی مخفیانه کاندلا را دوست دارد ، در حین کمک به خوزه دستگیر می شود و ناعادلانه به زندان می رود. چهار سال بعد او آزاد می شود و اعلام می کندکه ...
در میدانی در سویا، یک دختر دهقانی جوان به دنبال نامزدش، دون خوزه، سرجوخه زیر نظر ستوان زونیگا میگردد. ظهر، دختران از کارخانه تنباکو بیرون می آیند. در میان آنها، کارمن زیبا، اغواگر و جسور است...
گروهی از رقصندگان «عروسی خونین» لورکا را روی صحنه میگذارند، نمایش غمانگیزی درباره مرد متاهلی که هنوز عاشق دوست دختر سابقش است و سعی میکند علیرغم برنامهریزی عروسیاش، دوباره با او متحد شود...