زندگی جیکوب به بن بست رسیده. او کارش را رها می کند و با پدرش درگیر می شود. مشکل فقط با رابطه او با یک زن متاهل افزایش می یابد. جکوب در باغ قدیمی پدربزرگش به لذت های روستا پی می برد. او عشق واقعی را با یک فرشته می یابد و با لحظات هیجان انگیز مختلف زندگی آزاد جدید خود روبرو می شود...
فیلم داستان ساکنان یک شهر کوچک است.به مدت چند سال “پاوک” مغرور،”اوتیک” احمق شهر را تحمل کرده،غذا و صندلی جلوی کامیون خود را با او سهیم شده است.این زوج که مانند “لورل و هاردی” هستند در قلب این کمدی قرار گرفته و لحظات شادی را در هر موقعیتی به وجود می آورند…
دو کارمند زن که پس انداز خود را صرف لذت بردن از چند روز زندگی بی دغدغه می کنند، دو لوله کش که به دنبال یک ماجراجویی شهوانی هستند، یک پیمانکار ساختمانی که مصمم است تمام دستمزد کارگرانش را بخورد و یک سرگرد سابق که به دلیل آزار و شکنجه سیاسی الکلی شده است. مردم در یک بار پیست اسکی در جایی در High Tatras همدیگر را ملاقات می کنند. در طول شب، آنها به تدریج رویاهای تحقق نیافته، توهمات و ناامیدی های افراد «متوسط» آن زمان را آشکار می کنند...