پنج تبهکار ناآشنا برای انجام یک سرقت مسلحانه از بانک استخدام میشوند. آنچه که میبایست یک عملیات آرام و بیاشکال پیش میرفت، دیری نمیپاید که به بدگمانی، خشونت و وحشت بدل میگردد.
روزنامه نگار در زمینه حمل و نقل هوایی جستجو تحقیق میکند و به حقایق ناراحت کننده ای دست پیدا می کند. این روزنامه نگار یک رد به توطئه که در سال ۱۹۴۵ میلادی رخ داده بود پیدا میکند ولی چرا هیچ کس تا به حال چیزی درباره این موضوع نگفته است؟…
یک گروه تروریستی دختر نخست وزیر را دزدیده و در پارگینگی مستقر می شوند. و در آنجا مواد منفجر قرار داده و نیرو های SAS تلاش برای غیر فعال کردن مواد منفجره و آزاد سازی دختر نخست وزیر تلاش می کنند...
مایک جیکوبز فکر می کند که تحت حفاظت از شاهدین در اسپانیا در امنیت است اما وارد بازی سراسر مرگ و خونریزی می شود،بازی خونین بین لندن ، ماربلا و نیویورک …
جیمز در ارتباط با زنان ناتوان است، اما شانس او تحت تعلیم هنرمند اغواگری به نام آمپرسند تغییر میکند. با یادگیری هنر اغواگری توسط جیمز، او به نیتهای آمپرسند شک میکند و از خود میپرسد که چه چیزی واقعاً او را در زندگی خوشحال میکند.
جک، یک پلیس مخفی، به یک باند جنایتکار نفوذ میکند. اوضاع زمانی آشفته میشود که دوست فرصتطلب جک با جعبهای متعلق به رئیس باند فرار میکند و در شرایط خطرناکی قرار میگیرد که ممکن است به یک فاجعه تبدیل شود.