گذشته و حال به طرز مرموزی با هم برخورد میکنند، زیرا یک هنرمند در حال مبارزه با احساس گناه در مورد اتفاقی که برای عشق اولش افتاده است، دست و پنجه نرم میکند.
جورج، دانشمندی که در روتردام زندگی میکند، از فضای آکادمیک دلزده شده است. مرگ ناگهانی یکی از دوستان قدیمیاش، انگیزهای قوی برای او میشود تا به ریشههای آفریقایی خود بازگردد. او در گینه استوایی، مدیریت یک ایستگاه تحقیقاتی قدیمی و متروک در دل جنگل را بر عهده میگیرد. در آنجا، با پسرکی یتیم و با روحیهای شاد آشنا میشود که نگاه محتاط جورج را نسبت به زیباییها و رنگارنگی این مکان تغییر میدهد.
داستان هنرمندی به نام "کولسون" که تلاش میکند تا از اشعار و موسیقی یک خوانندهی مردمی به نام "فرن" الهام بگیرد، اما ز سر عشق و مستی خود را وارد یک بازی خطرناک و فریبکارانه میکند...