یک زوج معمار مجارستانی پس از جنگ جهانی دوم به آمریکا مهاجرت میکنند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند. اما یک مشتری مرموز و ثروتمند، زندگی آنها را به کلی دگرگون میکند.
یک کارآگاه خصوصی که از نظر روانی ثبات ندارد، ناگهان در یک قطار مترو بیدار میشود و خود را در حال غرق شدن در کابوسی میبیند... که احتمالاً ساخته و پرداخته ذهن خودش است.
تچالا پس از مرگ پدرش، پادشاه واکاندا، به خانهاش که کشوری منزوی و با تکنولوژی پیشرفته در آفریقا است بازمیگردد تا بر تخت سلطنت تکیه زده و به جایگاه بر حقش به عنوان پادشاه برسد.
"نورمن اوپنهایمر" دلالی خرده پا در شهر نیویورک با یک سیاستمدار جوان دوست می شود. 3 سال بعد، زمانی که آن سیاستمدار تبدیل به یکی از رهبران با نفوذ جهان می شود، زندگی "نورمن" نیز دستخوش تغییرات بزرگی می شود و...
جورج، دانشمندی که در روتردام زندگی میکند، از فضای آکادمیک دلزده شده است. مرگ ناگهانی یکی از دوستان قدیمیاش، انگیزهای قوی برای او میشود تا به ریشههای آفریقایی خود بازگردد. او در گینه استوایی، مدیریت یک ایستگاه تحقیقاتی قدیمی و متروک در دل جنگل را بر عهده میگیرد. در آنجا، با پسرکی یتیم و با روحیهای شاد آشنا میشود که نگاه محتاط جورج را نسبت به زیباییها و رنگارنگی این مکان تغییر میدهد.
یک فوتبالیست آفریقایی مرتکب جنایت شده و باید فرار کند. او در مزرعه ای در اعماق زمین های هموار مجارستان پناه می برد. به زودی او متوجه می شود که مزرعه یک اردوگاه بردگان مدرن است که در آن مجبور می شود برای آزادی و زندگی خود بجنگد...
James Lavelle یک پدر روحانی است که قصد تبدیل دنیا به یک مکان بهتر است. او همواره از اعمال بد ساکنان کینه توز شهر کوچک خود شوکه و ناراضی است. روزی، در پی اعتراف یکی از اهالی، وی به James میگوید یک یکشنبه هفته آینده او را خواهد کشت و در پی این اعتراف، همانطور که روزهای هفته سپری میشود، نیروهای تاریکی بیشتر و بیشتر به James نزدیک میشوند.
Adenike و Ayodele، یک زن و شوهر نیجریه ای هستن که در بروکلین زندگی می کنند و دارای یک مشکل جدی هستند، مشکل بچه دار شدن. مشکلی که مخالف انتظارات فرهنگیشون هستش و منجر میشه که Adenike دست به تصمیم گیری تکان دهنده ای بزند که می تواند باعث نجات یا نابودی خانواده اش شود…
مرد سیاه پوستی برای انجام ماموریتی وارد اسپانیا می شود و افراد مختلفی را ملاقات می کند و در هر ملاقات یک کبریت بین آنها رد و بدل می شود تا در نهایت ماموریتش را به انجام می رساند و …
جک باور پس از تعطیلی و محکومیت CTU به خاطر شکنجه های وی برای فرار از محکومیت و به دست آوردن آزادی دوباره آمریکا را به مقصدی نامعلوم ترک و شروع به سفر میکند تا در سانگالا به دوست قدیمی خود می پیوندد ولی در این کشور کودتایی در حال اجراست. کودتایی که حتی رئیس جمهور تیلور که به تازگی به این سمت منصوب شده و قصد حمایت از دولت سانگالا را دارد هم از آن بی خبر است. این ماجرا تنها شروعی بر نسل کشی فرمانده جوما (فرمانده کودناچیان) است و …..
سياتل واشينگتن، نوامبر سال ۱۹۹۹. تظاهرات مسالمت آميز عليه برپايي کنفرانس تجارت جهاني توسط وزراي اقتصاد و دارايي کشورهاي مختلف، به خشونت کشيده مي شود...
فیلمی بر اساس زندگی واقعی «ژان دومینیک بوبی» (آمالریک)، سردبیر مجله ی «ال» که سکته می کند و تمام بدنش فلج می شود. حالا او تنها از طریق پلک چشم چپ می تواند با دنیای اطرافش ارتباط بگیرد. به کمک یک مشاور گفت وگو (کروز) «بوبی» می تواند افکار خود را به صورت حروف الفبا شکل دهد و از همین راه موفق به نوشتن رمانی به نام «لباس غواصی و پروانه» می شود …
سازمان مخفی ضد جاسوسی در مییابد که لوشیفر در پی آن است که در کازینو رویال در مونتنگرو سرمایه گزاری کند. M16 به جیمز باند ماموریت میدهد که او را تعقیب کند و سعی کند با لوشیفر در بازی قمار رقابت کند و او را شکست بدهد تا شاید سازمان منهدم بشود…
این سریال به سبک اکشن، ماجرایی و هیجانی است. نقش اول این داستان «جک باور» در ادارهٔ CTU (واحد ضد تروریستی) مشغول به کار است و هر فصل یک روز از زندگی او را در حال مبارزه با یک نقشهٔ تروریستی بزرگ و خطرناک نشان می دهد…