گراهام، یک کارگر ولزی تنها، جیمز، یک پسر ده ساله را به فرزندی قبول می کند. گراهام همیشه می خواست یک پسر داشته باشد، اما جیمز پدر بیولوژیکی خود را دوست دارد. آیا این دو می توانند یکدیگر را به عنوان خانواده بپذیرند؟..
در سال 1963. مولی راث سیزده ساله، بزرگترین فرزند از سه فرزند گاس و دایانا راث، زندگی بی دغدغه ای را به عنوان بخشی از اقلیت سفیدپوست مرفه در آفریقای جنوبی می گذراند. نژاد برای او موضوعی غیرمعمول است، اگرچه، در دوران آپارتاید، راث ها عمدتاً در میان سفیدپوستان دیگری مانند آنها وجود دارند، اما او به همان اندازه در کنار سیاه پوستان زندگی خود احساس راحتی می کند...
یک روزنامهنگار نیویورکی برای اولین بار به دیدار دخترعموی دور خود میرود تا مقالهای درباره زندگی سختش در نهر لوئیزیانا بنویسد. دختر معتاد و وحشی این روزنامهنگار، تنشهای بین فرهنگهای دو خانواده را تشدید میکند.