در دهمین سالگرد مرگ پدرش، جیووانی با اکراه وظیفه آوردن کیک را برای جشن به خانه عمویش که رئیس اوباش است، قبول می کند. تنها دو ساعت مانده به شب، اتفاقاتی می افتد که زندگی اش را برای همیشه تغییر می دهد...
داستان این فیلم مهیج و رازآلود دربارهی فردی به نام "جون" میباشد که گذشته بدی را پشت سر گذاشته است. او اکنون به تنهایی در آپارتمانش در برانکس جنوبی زندگی میکند. "جون" ارتباطش با دنیای بیرون را قطع کرده است و هر روز از پنجرهی خانهاش به خشونتی که در بیرون در جریان میباشد نگاه میکند. تا اینکه …
این فیلم که در سال 1987 و در اسلو اتفاق می افتد، داستان پسری 17 ساله ای را دنبال می کند که قصد دارد از تربیت سنتی خود فرار کند و اولین گروه بلک متال نروژی را به همراه گروهش دایر کند. او برای اینکه نام گروه موسیقی آنها بر سر زبانها بیفتد، دست به شیرین کاری های تبلیغاتی شوکه کننده ای میزند اما طولی نمی کشد که مرز میان نمایش و واقعیت ناپدید می شود
پریری که هفت سال پیش ناپدید شده بود و کور بود، حالا که بیست ساله شده است، با چشمان سالم به خانه بازگشته است. برخی او را معجزه می خوانند، اما برخی دیگر از خطرناک بودن او می ترسند.