یک مادر مجردِ در حال تقلا، به عنوان یک شغل موقت با یک ستاره سینما در حال پیر شدن همکاری میکند و با راننده این ستاره همکاری میکند تا جلوی یک وکیل و نمایندهی حیلهگر را که قصد دزدیدن ثروتش را دارد، بگیرد و در این مسیر عشق و جادوی تعطیلات را پیدا میکند.
سه کودک با پیدا کردن یک بارانی جادویی، به دنیای جادو و ماجراجویی کشیده میشوند و برای شکستن نفرین بارانی و فرار از دست یک جادوگر خشمگین، باید رازی بزرگ را حل کنند.
یک نوجوان ماجراجو و مادربزرگش نگهبان دروازهای جادویی به سرزمین دایناسورها هستند. یک دایناسور کوچک به نام جونیور تصمیم میگیرد در این دنیا بماند و به طور تصادفی با گروهی از جنایتکاران برخورد میکند که قصد دارند یک طرح شرورانه را اجرا کنند. وندی با پسری به نام کورتیس همکاری میکند تا شهر را نجات داده و جونیور را به خانه بازگرداند...
فکر می کنید یک اقامتگاه روستایی بدون سرویس تلفن همراه، اینترنت یا رسانه های اجتماعی راهی عاشقانه برای ترمیم زندگی زناشویی و جنسی شماست؟ با دن و جینین دیورسون آشنا شوید. تنها جرقه اتاق خواب آنها از طریق پریز دیوار است...