آلن، کارگردان، متوجه میشود که امانوئل، دوست نویسندهاش، به سرطان مبتلا شده است. او قصد دارد کتاب امانوئل درباره مرگ پدرش را به فیلم تبدیل کند و در این فیلم، خودش نقش پدر را بازی کند و امانوئل هم نقش خودش را. اما بیماری امانوئل، مانع از تحقق این پروژه میشود.
وینسنت لیندون و آلن کاوالیر دوست هستند. مثل پدر و پسر. آنها در بارها و در رویای فیلمی که ممکن است بسازند،می نوشند. سپس هر چند وقت یکبار کت و شلوار می پوشند و کراوات می زنند...