ساتورو، دانش آموز ابتدایی ویلچری، پس از مرگ مادرش، خود را از دنیای بیرون دور می کند. پدرش یک ربات کنترل از راه دور طراحی می کند تا برای او به مدرسه برود و به او اجازه می دهد با مردم ارتباط برقرار کند و کارهای عادی انجام دهد...
میتسوئو که از شغل جدیدش به عنوان فروشنده کفش ناراضی است، به جشنواره ای دعوت می شود و به خواهر یکی از دوستانش معرفی می شود. در همین حال تورا سان در تعطیلات سالانه به یک زن خانه دار مجروح کمک می کند...
در اواخر دوره شوگونسالاری توکوگاوا، جنگجوی زیبای زن، سوجی اوکیتا، که در پلیس کیوتو خدمت میکرد و عاشق معاونش توشیزو هیجیکاتا بود، در نبردی به دلیل بیماری سل خون بالا آورد و توشیزو به کمک او رفت.
یو کامیا یک استعداد جدید در تجارت نمایش ژاپنی است. او در یک تصادف رانندگی کشته می شود. در راه بهشت، او فرصتی پیدا میکند تا بدن خود را (که آینهها و عکسها به آن بیحساس هستند) بهطور گذرا احیا کند و به این دنیا بازگردد...