هونگو تاکشی بیدار می شود و متوجه می شود که به یک ملخ سایبورگ -هیبرید تبدیل شده است. او باید با سازمان شیطانی مرموز SHOCKER مبارزه کند تا از تمام بشریت محافظت کند...
هنگامی که یک شخصیت مرموز شروع به هدف قرار دادن کیمیاگران ایالتی به دلیل گناهانشان در برابر خدا می کند، کیمیاگر ادوارد الریک و برادرش آلفونس در آسیب پذیرترین حالت خود قرار می گیرند...
دو برادر به نامهای ادوارد و آلفونسو الریک است که پس از مردن مادرشان ، قصد دارند به کمک دست نوشتههای پدر خود از علم کیمیاگری استفاده کرده و وی را زنده کنند. اما...
ساتورو، دانش آموز ابتدایی ویلچری، پس از مرگ مادرش، خود را از دنیای بیرون دور می کند. پدرش یک ربات کنترل از راه دور طراحی می کند تا برای او به مدرسه برود و به او اجازه می دهد با مردم ارتباط برقرار کند و کارهای عادی انجام دهد...
"ارن" با کمک با دوستانش سعی میکنند غول بزرگی که به شهرشان حمله کرده است را برای همیشه نابود کنند، اما این غول عظیم الجثه حال از قدرت و یاران بیشتری برخوردار است که این کار را برای نابودی شهر تایتان آسان تر می کند و...
یک صد سال پیش از شروع داستان, غولهای عظیمی شبیه به انسانها با پدیدار شدنشان شروع به خوردن انسانها و در نتیجه از بین رفتن بسیاری ازتمدنها میشوند. انسانها نیز برای جلوگیری از این کشتار تیتانها سه دیوار دایرهای شکل عظیم ساخته و خود را در بین این دیوارها زندانی کردند. انسانها به مدت صدسال در صلح و آرامش بین این دیوارها زندگی میکنند تا اینکه روزی ناگهان تیتانی بلندتر از دیوار اول (ماریا) پدیدار شده و با ایجاد سوراخی باعث عبور سایر غولها به داخل منطقهی زراعی انسانها میشود. نتیجهی این حملهی ناگهانی غولها مشخص است. انسانها با از دست دادن منطقهی وسیعی از قلمرو جدید خود وارد دورانی سخت به همراه قحطی میشوند. داستان این فیلم در رابطه با دو خواهر و برادر ناتنی به نامهای "ارن ییگر"( هاروما میورا) و خواهر ناتنی او "میکاسا آکرمن" (کیکو میزوها) است که بعد ازسقوط دیوار اول با سختیهای بسیاری روبرو میشوند و آخرین امید های بشریت برای ادامه زندگی می باشند ...
یک سری آدم بعد از بیدار شدن می بینند تو یه اتاقی هستند که یه گوی بزرگ وسط حال شروع به حرف زدن میکنه و میگه باید ماموریتتون رو انجام بدین و این فرد رو در عرض 20 دقیقه بکشین هر نفر هم یک کیف داره + اسلحه، وقتی این لباس رو بپوشین یه جورائی ضد گلوله میشین و ...
پس از تلاش برای نجات جان یک مرد بر روی ریل های مترو دو نوجوان در یک اتاق که تحت سلطه یک کره مرموز سیاه است بیدار می شوند که آنها را به شکار کردن و کشتن بیگانگان مخفی بر روی زمین می فرستد…
داستان یک تاجر کرم ابریشم که در قرن نوزدهم پس از اینکه یک بیماری محموله کرم ابریشم شهرش را نابود کرد از فرانسه به ژاپن مسافرت می کند.در ژاپن او به همسر یکی از بارونهای محلی علاقه مند می شود و...
یک جوانی که از آینده به زمان حال آمده است، از یک مرد هفتیرکش کمک می خواهد تا حمله بیگانگان فضایی را که نژاد انسان ها را از زمین پاک خواهند کرد، متوقف سازد...
داستان این فیلم که در چین باستان روایت میشود ، دربارهی پسری جوان میباشد که رویای بزرگترین ژنرال پادشاهی چین را در سرش میپرواند ، به همین دلیل او تصمیم میگیرد تمام تلاش خود را برای هدف والایش بکند و…
هوتارو اورکی (Yamazaki Kento) دانشجوی سال اول دبیرستان است. او به دنبال توصیه خواهر بزرگتر خود تصمیم می گیرد به باشگاه ادبیات کلاسیک بپیوندد. در آنجا h, با ارو چیتاندا (Hirose Alice) ملاقات می کند و…
یوسوکه اورامشی، نوجوانی شرور، با انجام یک عمل فداکارانه، جان خود را از دست میدهد. اما پس از آن، توسط ارواح به عنوان یک روحشناس انتخاب میشود تا پروندههای مربوط به یوکایهای سرکش را بررسی کند. او باید از مردم در برابر خطرات ماوراءالطبیعه محافظت کند.
مکانیک ماشین هیبیکی مامیا (۲۶ ساله) با عشق دبیرستان خود کورومی اوگاساوارا (۲۶ ساله) زندگی می کند. هیبیکی در حال آماده سازی پیشنهاد ازدواج خود به کورومی است وقتی بدبختی رخ میدهد. یک تونل فرو میریزد و او را برای چهار روز گیر می افتد. به سختی جان سالم به در می برد، اما متوجه می شود که دنیا کاملاً تغییر کرده است. هیچ کس در اطراف نیست، سیگنال های ارتباطی قطع شده اند، شبکه حمل و نقل خراب شده است و تنها اطلاعات در دسترس، دستور تخلیه اضطراری است که در رادیو تکرار می شود. هر جایی که هیبیکی میرود، لکه های خون را مشاهده میدارد. دقیقاً چه اتفاقی برای این شهر افتاد؟
داستان درباره مرد جوانی ست به نام ریوتو ساکاموتو. ریوتو هیچگونه آموزشی ندیده اما در بازی رزمی آنلاین به نام بتووم بالاترین امتیاز رو داره. یه روز، در یه جزیره استوایی بیدار میشه بدون اینکه بخاطر داشته باشه که چطور به اونجا اومده. اون شخصی رو در دوردست میبینه و درخواست کمک میکنه. اما، اون شخص با پرتاب کردن یه “بیم” بُمب به درخواستش جواب میده. در همون لحظه، ریوتو دوموضوع رو میفهمه: اول اینکه زندگیش در خطره، و دوم اینکه الآن در دنیای بتووم قرار داره!