کشیش دیوید هیل در شرایطی که جامعه با مشکلات سیاسی و اعتقادی دست و پنجه نرم میکند، تصمیم میگیرد وارد عرصه سیاست شود. رقابت او با پیتر کین که خواهان حذف دین از سیاست است، به یک نماد امید برای افرادی تبدیل میشود که به دنبال رهبری اخلاقی هستند.
بروک با دو مرد ازدواج کرده است: استفان، عشق دوران دبیرستانش، و دین، شوهر ثروتمند و مسنتر او. بروک و استفان برای پول نقشههایی میکشند، اما دختر دین، الیزا، آنها را تهدید به افشاگری میکند. بروک از این نقشه پشیمان میشود و در نهایت با خطرات زیادی روبرو میشود.
ستارهای افسرده و بیوه که همه چیزش را از دست داده، مربیگری یک تیم بسکتبال زنان را بر عهده میگیرد و با یک استعداد یتیم آشنا میشود که زندگیاش را تغییر میدهد.
ژوئن و دیکلن، که زمانی با هم مشکل داشتند، مجبور میشوند برای نجات ایستگاه تلویزیونی محلی با هم همکاری کنند. اما وقتی ایده آنها برای برگزاری کنسرت کریسمس موفقیتآمیز نیست، باید به اصل ماجرا پی ببرند...
پس از سرقت یک شیء مهم از دو گانگستر شهری، یک نوجوان پردردسر در اردوگاه تابستانی کلیسا پنهان می شود و باید از دوستان جدیدش در برابر انتقام گیری خلافکاران محافظت کند...
امیلیا و دخترش، سوفی، در وضعیت مالی دشواری قرار میگیرند، آنها گزینه ای را برای پرداخت هزینه کالج سوفی برای شرکت در مسابقه زیبایی منطقه ای مادر دختر با جایزه بورسیه پیدا می کنند...
دنیای راحت دیوید زمانی که مادر واقعیش به طور غیرمنتظره ای به او نزدیک می شود و مشتاق دیدار پسر 18 ساله ای است که فقط یک بار در آغوشش گرفته ، زیر و رو می شود...
به نظر می رسد پل مک آلیستر همه چیز را دارد، اما زندگی او شروع به فروپاشی می کند. او با راهنمایی یک گلف باز حرفه ای قدیمی ، یاد می گیرد که در زمین سبز و خارج از آن بهتر عمل کند...