تورو کونیشی (Toru Konishi)، دانشجوی دانشگاه، زندگی کسلکنندهای داره که اصلاً شبیه اون چیزی نیست که تو رویاهاش از زندگی دانشجویی تصور میکرد. یه روز، چشمش به هانا ساکورادا (Hana Sakurada)، یه دختر دانشجو با موهای گوجهای و قیافهی با اعتماد به نفس میافته و دلش میریزه. تورو بالاخره جرات میکنه و باهاش حرف میزنه. از قضا، یه سری اتفاقات باعث میشه که این دوتا سریع با هم جور بشن. تو گپوگفتشون که انگار تمومی نداره، هانا یهو میگه: «دلم میخواد هر روز حس کنم زندگی باحاله. دلم میخواد فکر کنم آسمون امروز از همه قشنگتره.» این حرفا مثل تیر به قلب تورو میخوره، چون دقیقاً همون چیزیه که مادربزرگش، که خیلی دوسش داشت و حالا دیگه فوت کرده، همیشه میگفت. تورو از اینکه با هانا آشنا شده حسابی خوشحاله، ولی درست همون موقع، یه اتفاق ناگهانی گریبان این دوتا رو میگیره.
فیلم آکیکو اوهکو یوشیکو را در حالی دنبال میکند که او از لذتهای ساده زندگی لذت میبرد - دوچرخهسواری محبوبش، نوشیدن یک یا دو نوشیدنی در شب - در حالی که او افکار خود را از طریق یک تکگویی درونی هیپنوتیزمی روایت میکند...
تاکاکو یک طراح زیبا در 30 سالگی است و قبلاً عاشق شده است. او قصد ازدواج دارد و در سایتی برای ازدواج ثبت نام می کند. کیکو به آرمان و قصد تاکاکو علاقه مند است، اما در رابطه با او نیز مشکلاتی دارد. تاکاکو و کیکو در نهایت با هم دعوا می کنند...