تورو کونیشی (Toru Konishi)، دانشجوی دانشگاه، زندگی کسلکنندهای داره که اصلاً شبیه اون چیزی نیست که تو رویاهاش از زندگی دانشجویی تصور میکرد. یه روز، چشمش به هانا ساکورادا (Hana Sakurada)، یه دختر دانشجو با موهای گوجهای و قیافهی با اعتماد به نفس میافته و دلش میریزه. تورو بالاخره جرات میکنه و باهاش حرف میزنه. از قضا، یه سری اتفاقات باعث میشه که این دوتا سریع با هم جور بشن. تو گپوگفتشون که انگار تمومی نداره، هانا یهو میگه: «دلم میخواد هر روز حس کنم زندگی باحاله. دلم میخواد فکر کنم آسمون امروز از همه قشنگتره.» این حرفا مثل تیر به قلب تورو میخوره، چون دقیقاً همون چیزیه که مادربزرگش، که خیلی دوسش داشت و حالا دیگه فوت کرده، همیشه میگفت. تورو از اینکه با هانا آشنا شده حسابی خوشحاله، ولی درست همون موقع، یه اتفاق ناگهانی گریبان این دوتا رو میگیره.
یو کاتایاما مرد جوانی است که در روستای دورافتاده اما زیبای کامونمورا زندگی می کند. او از کودکی در آنجا زندگی کرده و به دلیل حادثه ای در گذشته قادر به ترک آنجا نیست. یو برای پرداخت بدهی مادرش در زباله دانی کار می کند.یک روز، میساکی ناکای از توکیو به کامونمورا باز می گردد. یو و میساکی دوستان دوران کودکی بودند. بازگشت او "یو" را تغییر می دهد...
اش کچام از شهر پالت، امروز 10 ساله میشود. این بدان معناست که او اکنون به اندازه کافی بزرگ است تا مربی پوکمون شود. اش پس از دریافت اولین پوکمون خود از پروفسور اوک، در مورد ماجراجوییهایی که تجربه خواهد کرد، رؤیاهای بزرگی میبیند..
داستان پلیسی به نام "رجی" که ماموریت دارد تا به یک گروه مافیایی نفوذ کند، اما زمانی که او عضو این گروه مافیایی می شود، پلیسی به نام "شینا" قصد دارد رجی را دستگیر کند...
رودولف گربه ای سیاه رنگ، به طور ناگهانی از استادش جدا میشود و با کامیونی به کلان شهر توکیو برده میشود. در آنجا او با گربه ای قدرتمند روبرو میشود که همه از آن میترسند. رودولف که دیگر امیدی به بازگشت ندارد، زندگی جدیدی را با این گربه خشن شروع میکند و...
“آماندا” در چهارده سالگی ازدواج کرده و در پانزده سالگی آواره خیابانها می شود. او از طرف همه مردهایی که با آنها ارتباط برقرار می کند مورد آزار و سوء استفاده قرار می گیرد، مرتکب قتل شده و پیش از تولد شانزده سالگی اش متهم به مرگ می شود و…
اواخر دوره ادو در ژاپن یک رغیب به نام توشو مامیا برای او پیدا شد که با ارتکاب به جنایاتی مثل قتل و تجاوز به عنف قصد آزار و اذیت دیگران را داشت که درگیری بزرگی بین آنان ایجاد می شود که تصمیم به ترور نارسوگو ماستوداریا میگیرد…
سال 2017 است و توموداچی زنده شده بر جهان حکومت می کند. پیشگویی های کتاب جدید همگی به حقیقت پیوسته اند. توموداچی پایان جهان را از طریق انتشار یک ویروس کشنده توسط بیگانگان پیش بینی می کند و از قبل هشدار می دهد که فقط کسانی که به او ایمان دارند زنده می مانند...