بر اساس داستان واقعی آهنگساز ژوزف بولون، شوالیه دو سنت ژرژ، پسر نامشروع یک برده آفریقایی و صاحب مزرعه فرانسوی، که به عنوان یک آهنگساز قبل از یک رابطه عاشقانه ناگوار در جامعه فرانسه به اوج می رسد...
این اثر که اقتباسی از ششمین جلد از مجموعه لایت ناول است، به شرح داستان دو شخصیت جدید به نامهای ریکو و شوی میپردازد. وقایع این داستان در دوران «جنگ بزرگ»، پیش از وضع «ده پیمان»، روی میدهد.
مسافری در زیارتگاهی متروک با ارواح روبرو می شود. داستان افتخار و آتش نشانی در ژاپن باستان. یک خرس سفید از خانواده سلطنتی در برابر یک شیطان قرمز هیولا دفاع می کند. نبرد سربازان درهم و برهم با نیروی روباتیک در ژاپن آینده نگر...
در توکیوی آینده نگر، انسان های منحصر به فردی که قدرت های متفاوتی را بیدار کرده اند توسط یک سازمان مخفی به نام کاستوس شکار می شوند. این انسان های استثنایی که با نام «جاذبه ها» شناخته می شوند، در حال پیوستن به نیروهای خود برای دفاع از خود هستند. آنها توسط پسری به نام کوون رهبری می شوند، یک ایده آلیست که مصمم است تمام ""جذب کننده " ها را که می تواند نجات دهد...
با در خطر افتادن خانهشان، برخی احساس میکنند که وقت آن رسیده که باغها را رها کنند. شخصیت جدیدی وارد صحنه می شود، شخصیتی که کوون به خوبی می شناسد. پایان نزدیک است، بازیکنان آماده هستند و نبرد نهایی در حال شروع است!..
راز آشکار شد و پناهگاه "جذب کننده ها " برای دشمن آشکار شد. وقتی کوون به شدت آسیب می بیند ، این به بقیه بستگی دارد که از خانه، زندگی و آزادی خود دفاع کنند...
یک سری نقاشیهای گل در نزدیکی قربانیان قتل در اطراف شهر پیدا میشوند، و محققان را وادار میکند تصور کنند که گلهای به تصویر کشیده شده برای مواد مخدر به قربانیان استفاده میشود. در همین حال، یک "جذب کننده" جدید با توانایی صحبت با گیاهان ظاهر می شود...
در آینده که قدرت های خفته در یک سری از افراد خاصی بیدار می شود، یک سازمان مخفی برای شکار این افراد تشکیل می شود. یک پسر قدرتمند اسرارآمیز به نام کوون، برای پایان دادن به این آزار و شکنجه دست به کار می شود ...
در خط زمانی متفاوتی ژاپن پس از جنگ به مناطق جداگانه تقسیم شده است. در یکی از این مناطق به نام "هوکیادو" برج بلندی ساخته شده است که حتی از توکیو نیز قابل رویت است. در تابستان سال 1996 سه دانش آموز به هم قول می دهند به وسیله هواپیمای دست ساز خود از مرز بگذرند و راز برج را فاش کنند...
در حالی که پرندگان غول پیکر در سطح جهان در پرواز اند و وفاداریشان را به "گامرا" ثابت می کنند، در یک روستای کوچک ژاپن، یک زن ژاپنی راه گرفتن انتقامش را پیدا می کند...
منو بکش بچه جون ، داستان یاسونا و دوست قاتلش سونیا است. تلاش سونیا برای طبیعی بودن هنگامی که غریزه آدمکشیش بیدار میشود بی فایده است و همچنین تلاشهای یاسونا برای رفتار دوستانه با سونیا هنگامی که بهش صدمه میزنه.
یوییچی آیزاوا بعد از 7 سال به جایی برمیگرده که محو ترین خاطرات بچگی اش به اونجا بر میگرده. اون تقریبا چیزی از این مکان و اتفاقاتی که توش افتاده یادش نمیاد و یا اینکه خودش نمیخواد که به یاد بیاره اما دیدار دوباره با افرادی که زمانی اون رو میشناختن باعث میشه خاطراتش برگرده. هم خاطرات خوب و هم خاطراتی که یک عمر از اونها فرار کرده.
سال ۱۹۲۸ بعد از میلاد،نیویورک،آمریکا بعد از جنگ جهانی اقتصاد شکوفا شده و البته حضور چیزی تاریک تر و گناهکارانه تر خیلی بیشتر از گذشته احساس می شود،گناهکاران شیطانی.مجدلیه دستور تشکیل گروهی را می دهد تا این نیرو را نابود کنند دو تن از این گروه روزت کریستوفر و و دستیارس چورنو هستند. آنها هر دو عضو سازمانی این چنینی بوده اند هر چند هدف اصلی انان پیدا کردن برادر گمشده روزت،جوشو می باشد.
موجوداتی به نام Septentriones به ژاپن حمله میکنن. در جواب افرادی که قادر هستن موجوداتی رو کنترل کنن به مقابله با اونها میپردازن ولی مشکل اینجاست که Septentriones ها فقط یک بار در روز پیدا میشن و برای شکست دادن اونها ۷ روز بیشتر وقت ندارند….
دایوسکه نیوا در روز تولد ۱۴ سالگیش می خواست که عشقش رو به دختر رویاهاش اعلان کنه ولی موفق نمیشه. اون از بچگی تحت تعلیم پدربزرگش بوده و خیلی چیزا یاد گرفته و از سطح هوشی بالایی برخوردار بود، همچنین یکی از همکلاسی هاش هم مثل خودش از سطح هوشی بالایی برخور داره که ناگهان در شب تولدش تغییر شکل میده و به عنوان «دارک،دزد ارواح» شروع می کنه یه کارهایی که مادر و پدربزرگش به او می گفتن و...
در آینده ای نزدیک در سال ۲۱۳۰ جنگ جهانی سوم خسارات بسیار زیادی را به جهان وارد کرد. در یک منطقه آلوده بسیار بزرگ در ژاپن به وجود آمد که بنام Blackspots معروف است. دیوارهای بلندی در کل این منطقه برای قرنطینه و جدا کردن این منطقه از سایر مناطق ساخته شد. در میان نجات یافتگانی که در این منطقه زندگی میکردند و درBlackspots رها شده اند کسانی پدیدار شدند که قدرتهایی غیر طبیعی در اختیار دارند و به آنها Needlessگفته میشودNeedlessها انسانهایی هستند که در اثر آلودگی های موجود در آن منطقه به نوعی بیماری مبتلا شده اند ( همانطور که انسانها بیان میکنند ) و قادر هستند که از قدرتهایی غیر عادی که در تصور هیچ انسانی نمیگنجد استفاده کنند. قدرتهای آنها شامل : حرکت اجسام، قدرتهایی درکنترل چهار عنصر اصلی (آتش، باد، آب، خاک)، کنترل شدت جاذبه زمین، انقباظ، رادیو اکتیو، مغناتیس و بسیاری قدرتهای دیگر. آنها را با قدرتهایی که دارندتوصیف میکنند. دیگران که از قدرت این افراد میترسند آنها را طرد کردند و آنها را Needlessنامیدند ...