داستان در سال 1924 میگذرد و در مرکزش یوری است که به عنوان یک جاسوس 57 نفر را به قتل رسانده و پنهان شده است. او با یک یتیم ملاقات میکند که خانوادهاش توسط قاتلان ناشناخته کشته شده و او کلید یافتن مقدار زیادی پول را دارد که ارتش ژاپن اعلام کرده است گم شده است. اما...
سانتوشی افسرده و بدهکار به دخترش می گوید که می خواهد یک قاتل سریالی بدنام پیدا کند و جایزه بگیرد. با این حال، هنگامی که سانتوشی بدون هیچ اثری ناپدید می شود، اوضاع بدتر می شود و دخترش شروع به جستجو برای او می کند...
کوسوکه نیتا، در حال آمادهسازی مجموعه دی وی دی "هیولای انسانی BEM"، نسخهای گمشده از قسمت پایانی را پیدا میکند و به جنون میافتد. همزمان، تراژدی در دبیرستان رخ میدهد و دختری مرموز به نام بلا، کلید حل معمای این رویدادها است.
فیلم آکیکو اوهکو یوشیکو را در حالی دنبال میکند که او از لذتهای ساده زندگی لذت میبرد - دوچرخهسواری محبوبش، نوشیدن یک یا دو نوشیدنی در شب - در حالی که او افکار خود را از طریق یک تکگویی درونی هیپنوتیزمی روایت میکند...
داستان دو دانش آموز مدرسه ای به نام های هاروت و چیکا که از اعضای باشگاه موسیقی می باشند. این دو دوست دوران کودکی باید با کمک همدیگر چالش هایی را که در زندگی شان وجود دارد را از سر راه بردارند...
هنگامی که یک دختر و پسر در مدسه ابتدایی به هم علاقه پیدا می کنند در همان سال آن ها از یک دیگر جدا شدند و دختر بچه به یک شهر دیگر رفت، و حالا با گذشت ۴ سال پسر جوان معتقد است دوباره عشق خود را خواهد دید و …
گروهی از مردم باید بدانند که چگونه جلوی نفرین مرگبار تازه متولد شده ای راکه پس از تصادف شبح انتقام جوی یوتیوبر توسط دوربینش ، متولد و ویروسی شده است ، بگیرند...
داستان فیلم در مورد نوجوانی بنام "هاروکا" می باشد که در مدرسه خود تازه وارد است و مورد اذیت و آزار سایرین قرار می گیرد و فقط یک دوست بنام "میسورو" دارد و ...
تاکوشیگه آکیرا (Tokushige Akira) تو بخش تازهتأسیس پزشکی عمومی یه بیمارستان کار میکنه و پزشک عمومیه. پزشکی عمومی نوزدهمین رشته جدید تو سیستم پزشکی ژاپنه که قبلاً فقط ۱۸ تا رشته داشت. دکتر تاکوشیگه آکیرا مریضاش رو معاینه میکنه و سبک زندگی، محیط خونه و حال روحیشون رو – چه مرد باشن چه زن، چه جوون چه پیر در نظر میگیره. بزرگترین سلاحش نه مهارت جراحی یا تشخیص فوری بیماریه، بلکه پرسیدن سؤال از مریض و خوب گوش دادن به حرفاشونه. گاهی دروغی که پشت داستان مریض پنهونه رو میفهمه. با حرف زدنهای مکرر، بهترین راهحل رو پیدا میکنه و دستشون رو تو زندگی میگیره تا کمکشون کنه.
واکابا (Tao Tsuchiya) دانش آموز کلاس 2 دبیرستان در استان فوکوی ژاپن است. هنگامی که واکابا کوچک بود ، باشگاه تشویق "JETS" را از مدرسه عالی Fukui Chuo در استان فوکوی تحسین می کرد. او آرزوی پیوستن به "JETS" را داشت ، اما فکر می کرد عضویت در او و ثبت نام در دبیرستان دیگری غیرممکن است. یک روز ، یک دانش آموز انتقالی از توکیو با واکابا صحبت می کند و پیشنهاد می کند "بیایید با هم رقص شادی کنیم".