در زلزله بزرگ شرق ژاپن، دختر جوانی به نام لوکا خانوادهاش را از دست داد و دچار معلولیتی شد که مانع صحبت کردن درست او میشد. با این حال، او میتوانست با خواندن، صدای خود را به گوش دیگران برساند.
ناتاتسو، دانشآموز دبیرستانی، برای زندگی به خانه عمویش سفر میکند. در بارانی شدید، زنی غریبه به نام ساکاکی او را از نزدیکترین ایستگاه قطار سوار میکند و...
در یک پارک در یک غروب بارانی، یک دانشجوی 19 ساله به نام فومی، چتر را به دختر 10 ساله خیس به نام ساراسا می دهد. فومی با درک بی میلی او برای رفتن به خانه، به او اجازه می دهد در جای خود بماند و دو ماه آینده را در آرامش سپری کند. آنها دست یکدیگر را می گیرند و به نظر می رسد بالاخره جای خود را در جهان پیدا کرده اند تا زمانی که فومی به جرم آدم ربایی دستگیر می شود...
ساواکو به عنوان پزشک اورژانس در بیمارستان دانشگاه کار می کرد. به دلیل یک موقعیت، او به خانه پدرش تاتسورو در استان ایشیکاوا باز می گردد. سپس او شروع به کار در کلینیک محلی ماهوروبا می کند. او با مدیر کلینیک تورو، پرستار مایو و کارکنان سیجی کار می کند که ...
میسومی سابقه کیفری دارد و چندین سال است که در زندان به سر می برد و در حال حاضر پرونده ای جدید برای او باز شده، به نظر میرسد میسومی به اتهام جدید اعتراف کرده است. شیگموری وکیل برجسته ای که از ایده های ...
"آریما" دختری که تحت نظارتِ دقیق مادرش در رقابت های متعدد پیانو قهرمان شده است، روزی مادرش فوت میکند و دیگر قادر به نواختن پیانو مثله سابق نیست ، تا اینکه با پسری به نامِ "میازونا" آشنا میشود و ...
هنگامی که یک دختر و پسر در مدسه ابتدایی به هم علاقه پیدا می کنند در همان سال آن ها از یک دیگر جدا شدند و دختر بچه به یک شهر دیگر رفت، و حالا با گذشت ۴ سال پسر جوان معتقد است دوباره عشق خود را خواهد دید و …
هنگامی که کودکی یتیم به نام کیوتا که در خیابان های شیبویا سرگردان هست تصادفا وارد یک جهان خارق العاده از موجودات عجیب و غریب می شود ، در آنجا توسط موجودی خشن و جنگجو که به دنبال یک شاگرد بی نقص می گردد ، انتخاب می شود. اما…
یک تحلیلگر محیطی با استفاده از پلیس خواست برای تعیین اینکه آیا دو مرگ توسط هیدروژن سولفید مسمومیت هستند یک تصادف - و یا یک قتل است. اما هنگامی که او با زن جوان در هر دو سایت دیدار می کند، یک رمز و راز علمی آغاز می شود.
آساگی سورامامه در حومه دورافتادهای از کیوشو، ژاپن بزرگ شد. او فردی پرانرژی و باهوش است. او برخوردی سرنوشتساز و تکاندهنده با مردی به نام اومینو اوتو داشت، اما آنها گمان میکردند که دیگر هرگز یکدیگر را ملاقات نخواهند کرد.
در سال 1979 در توکیو، چهار خواهر متمایز از رابطه پدر سالخورده خود فاش میشوند و باعث میشوند که چهرههای شاد و احساسات درهمتنیدهشان به آرامی آشکار شود.
واکابا (Tao Tsuchiya) دانش آموز کلاس 2 دبیرستان در استان فوکوی ژاپن است. هنگامی که واکابا کوچک بود ، باشگاه تشویق "JETS" را از مدرسه عالی Fukui Chuo در استان فوکوی تحسین می کرد. او آرزوی پیوستن به "JETS" را داشت ، اما فکر می کرد عضویت در او و ثبت نام در دبیرستان دیگری غیرممکن است. یک روز ، یک دانش آموز انتقالی از توکیو با واکابا صحبت می کند و پیشنهاد می کند "بیایید با هم رقص شادی کنیم".