در ماههای پایانی جنگ اقیانوس آرام، سان و مایو به همراه همکلاسیهایشان به عنوان پرستار به خدمت در جنگ اعزام میشوند. آنها از مهلکه میگریزند، اما در عوض با شرایط دشوار یک بهشت استوایی مواجه میشوند که اکنون به صحنه نبردی وحشتناک بدل گشته است.
در روز جمعه سیاه، انفجار یک جعبه مقوایی موجب وحشت و هراس در سراسر کشور میشود. ارنا فونادو، مدیر مرکز انبار توزیع کانتو، موظف است به همراه کو ناشیموتو، وضعیت را تحت کنترل درآورد.
تاکشی یامادا به دهکده ای کوچک در منطقه هوکوریکو می رسد و در کارخانه کوچکی که خمیر ماهی درست می کند شروع به کار می کند. او در یک ساختمان آپارتمانی قدیمی و ارزان زندگی می کند و آرام آرام ساکنان دیگر را ملاقات می کند. او با کوزو دوست می شود که دلیل پنهانی آمدن تاکشی به دهکده را متوجه می شود...
ماری و گل جادوگر ، یک انیمه ژاپنی می باشد که از روی کتابی کلاسیک به نام The Little Broomstick ساخته شده است. ماری یک دختر جوان معمولی است که در کنار عمه ی عالی خود Charlotte زندگی می کند و تاکنون هیچ ماجراجویی و حتی دوستی نداشته است.
"کوهایاگاناوا مانبی" در حالیکه مقدمات ازدواج "آکیکو" بیوه پسر خود و "نوریکو" کوچکترین دخترش را مهیا می کند درگیر دیدار به معشوقه های سابق خود "تسونه" و "یوریکو" می شود که ممکن است دختر نامشروعش باشد...
در اوایل دهه 1990، پس از آغاز جنگ خلیج فارس، مردی 30 ساله خود را به عنوان کاپیتان کوهیو خلبان یگان ویژه آمریکایی عنوان می کند . او همچنین به خود می بالد که فرزند کامهامه اول و یکی از بستگان دور ملکه الیزابت انگلستان است. در واقع، مرد یک کلاهبردار ازدواج است که ...
این داستان درباره یو هوندا (تاکاهیرو نیشیجیما) ، یک نوجوان کاتولیک جوان است که سعی می کند زندگی خود را به شکل باورمندانه و منظم بگذراند. پدرش ، تتسو ، پس از مرگ مادر یو ، کشیش کاتولیک متعصب شده است و کلیسای خود را اداره می کند. پدر یو از او می خواهد گناهان خود را اعتراف کند ، اما یو معتقد است که او یک شخص خوب است که چیز زیادی برای اعتراف ندارد. در ابتدا او گناهان ساختگی را مطرح می کند ، اما پدرش به راحتی از او متوجه می شود ، و یو تصمیم می گیرد گناهان واقعی را مرتکب شود.
هیسوکه هارا (با بازی ریو نیشیکیدو) یک معلم در یک دبیرستان پسرانه در شهر شیزوآکا است. 15 سال قبل چیزای بدی براش اتفاق افتاد و زندگیش به هم ریخت. حالا فقط به خاطرات شهر و مدرسه قدیمش فکر می کنه. دبیرستان پسرانه کمتر جذب دانش آموز می شه و باید با یک دبیرستان دخترانه ترکیب بشه. قبل از اینکه مدارس ترکیب بشن، یک جشن فرهنگی بین دو مدرسه وقت دارن بگیرن. هیسوکه هارا سعی می کنه جشن فرهنگی خوب پیش بره.