هنگامی که نامزد یک گلادیاتور که روزگاری از شکوه و عظمت برخوردار بوده به قتل میرسد، او عهد میبندد که قاتل را بیابد. اما زمانی که درمییابد قاتل فردی آشناست، آن گلادیاتور ناگزیر میشود بار دیگر قدم به میدان کولوسئوم بگذارد تا انتقام خون عروسش را بستاند.
داستان درباره بازیگر کودک سابق و افسردهای است که اکنون صاحب یک خشکشویی محقر است. او پس از اینکه مجموعه جورابهای لنگهبهلنگه خود را به هیولایی محافظ، دوستداشتنی و در عین حال قاتل به نام «کراست» تبدیل میکند، احساس انتقامجویی شدیدی در او شکل میگیرد.
چند ثانیه پس از مرگ، مردی تقریباً سر بریده و ناامید با شیطان معامله می کند تا از عشق زندگی خود محافظت کند و به دنبال انتقام از فروشنده مواد مخدر باشد که تقریباً او را به قتل رساند...