شان ، یک طراح خودروست و از یک زندگی روستایی به همراه همسرش لذت می برد. تا زمانی که توسط پیام مرموزی به او هشدار از یک خطر قریب الوقوع را میدهد و اینکه خانواده اش به لعن و نفرین دچار شده است. شان این خرافاتها را باور نمی کند تا اینکه اتفاقهای عجیبی شروع به رخ دادن می کند.
مامور "اسکات" به دلیل روشهای غیرمامول و خشن اما نتیجه بخش خود برای کمک به سرویس مخفی برای پیدا کردن دختر ربوده شده ی یکی از اعضای رده بالای دولت به واشنگتن فراخوانده می شود."اسکات" سریعا متوجه می شود که مضنون اصلی تیم حفاظتی,دوست پسر او بیگناه است…