در یک ویرانشهر آینده، مردی مبتلا به سندرم داون به شورشی علیه دیکتاتور ظالم آمریکا میپیوندد که همه افراد دارای معلولیت را به آسایشگاهها بازگردانده است.
سه زن منحصر به فرد و عجیب، با مشکلات و چالش های مختلفی روبرو هستند. آنها هر یک با شیاطین خود، چه واقعی و چه نمادین، می جنگند. زندگی آنها خیلی زود به دلیل ظاهر مرموز یک منشور عظیم با هم برخورد می کند و این برخورد، باعث می شود که آنها به چیزهایی پی ببرند که قبلاً نمی دانستند...
پروسپرو، با الهام از نمایشنامه "طوفان" شکسپیر، تلهای برای مدیران شرکتهای داروسازی میچیند و آنها را به شهر تروماویل در نیوجرسی میکشاند. او با استفاده از جادو و حیله، آنها را به سزای اعمالشان میرساند.
مرد جوانی به فرقه ای کشیده می شود که یک بازی ویدیویی را می پرستد که توسط مردی مرموز ساخته شده بود و زندگی خود را طوری تماشا می کند که انگار بازی خودش است. وقتی اطرافیانش به جنون و مصرف مواد مخدر فرو می روند، او متوجه می شود که باید فرار کند..
دکتر اوربرت با استفاده از یک آرایشگر زن، به دنبال بازگرداندن جسد همسرش به زندگی است. او برای این کار از یک ماده شیمیایی به نام “Re-Agent” استفاده میکند. اما این ماده باعث بیدار شدن جسد کلودیا میشود و او به دنبال انتقام میگردد...