ابی در روز عروسیاش مورد بیمهری قرار میگیرد و تنها میماند. او در این شرایط با زنی محتاط و کمحرف مواجه میشود که نیازمند یاری است. وقتی این دو در کنار هم زخمهای روحیشان را التیام میبخشند، نامزد سابق ابی که حالا درک عمیقتری از آرزوهای او پیدا کرده، دوباره به زندگیاش بازمیگردد. در نهایت، فاش شدن یک حقیقت ناگفته، ابی را به آرامش درونی میرساند.
در پی یک مهمانی که در میان اعضای یک گروه تئاتری برگزار میشود، آنجالی، تنها بازیگر زن گروه، توسط یکی از مردان گروه مورد آزار قرار میگیرد. به دنبال این اتفاق، جلسهای برای رسیدگی به این موضوع تشکیل میشود. در این جلسه، در حالی که تلاش میشود تا به یک توافق نظر دست پیدا شود، داستانهای مختلفی از سوی افراد حاضر بیان میشود، سوءظنها بالا میگیرد و تنش و آشفتگی بر جلسه حاکم میشود.
"مادهاو" و "جری" ، تصمیم میگیرند دو ویلای نزدیک به هم خریداری کنند و به همراه خانواده بکدیگر در کنار هم زندگی کنند ، ولی هرگز فکر نمیکردند این موضوع بر روابطشان تاثیر بگذارد..